سعید شریعتی عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت با تاکید بر اینکه "به
سخنانم در دادگاه پس از انتخابات باور دارم" گفت: مشی اصلاح طلبان واقعی و
درون حاکمیت رقابت از روش های قانونی ، انتخاباتی و پارلمانتاریستی بود و
تلاش یک جریان مشکوک مروج مقاومت مدنی ، باعث انحراف عده ای از این جریان
اصیل به سمت روش های خیابانی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، سعید
شریعتی عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت که هفتم مردادماه، پس از حوادث
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دستگیر و پس از صدور حکم قضایی چند سال
حبس تعزیری ، با قرار وثیقه آزاد شد ؛ در پاسخ به خبرنگار سیاسی مهر گفت:
برخی تصور می کنند که اظهارات من در دادگاه سوم شهریور به دلیل سپری کردن
دوران بازداشت و زندان بوده ، درحالی که اکنون نیز به تمام آن اظهارات به
عنوان تنها راهکار برون رفت اعتقاد و باور دارم.
وی با بیان اینکه
برخی از افراد اظهارات دادگاه سوم شهریور مرا اعترافات و برخی هم تاکتیک
سیاسی برای خروج از موقعیت دستگیری می نامیدند ، افزود: اما امروز پس از
گذشت 5 ماه از آن زمان همچنان اعتقاد دارم که تنها راه برون رفت اصلاح
طلبان از وضعیت فعلی بازگشت به همان نکات مهم در اظهارات دادگاه من است.
شریعتی
با بیان اینکه امروز موضوع اصلی برای فعالان سیاسی باید حفظ و حراست از
اصل نظام باشد، ادامه داد: تنها راه حل برای برون رفت از فتنه ، راه حل
مبتنی بر گفتگو با حفظ همین چارچوب و در ضوابط قانونی است. اختلافات داخلی و
بحران های اخیر موجب سوء استفاده دشمنان شده است و آنان از هر گامی که
برای حل منازعه و استفاده از راه حل گفتگو باشد، دوری می کنند.
وی
اظهار داشت: به اعتقاد من برای حل مسائل سیاسی فعلی با نگاه رو به آینده و
مبتنی بر بصیرت سیاسی ، رقابت های سیاسی را باید در زیر چتر نظام و نه به
شکل معارضه با اصل کلیت نظام یا در پیوند با خارج از فضای نظام انجام داد.
عضو شورای مرکزی حزب مشارکت با تاکید بر اینکه اظهارات من در دادگاه امتداد
اعتقادات من قبل از دستگیری، بوده است ، گفت: امروز پس از اینکه دادگاه به
پایان رسیده و حکم خود را نیز گرفته ام و در آزادی بسر می برم همچنان بر
این راه اعتقاد دارم و تصور می کنم هیچ راه حلی غیر از گفتگو برای حل این
فتنه در ذیل قانون اساسی و همراه با مرزبندی با گروههای برانداز خارج نظام
وجود ندارد.
شریعتی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به نکته
تحلیلی موجود در سخنانش ، گفت: روی سخنم با اصلاح طلبان است، برای محافظه
کاران یا اصولگرایان پیشنهادی ندارم. لذا به اصلاح طلبان می گویم ما با دو
نوع مدل حرکت سیاسی مواجه ایم و از ابتدا هم این گونه بوده است. اول جریان
اصلاح طلبی متکی بر مدل های مقاومت مدنی و دوم اصلاح طلبی متکی بر روش های
رایج و مشروع پارلمانتاریستی.
وی اظهار داشت: آنچه اکثریت اصلاح
طلبان در گذشته و امروز به آن اعتقاد دارند و حتی با قرائت خاتمی نیز
همواره همراه بوده است، استفاده از روش های اصلاح طلبی متکی بر روش
پارلمانتاریستی است.
عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت گفت: اصلاح
طلبان واقعی در اوج محدودیت های موجود در آستانه انتخابات مجلس هفتم و تحصن
مجلس ششم و وقایع آن سالها از خط مشی اصلاح طلبی متکی بر روش های
پارلمانتاریستی عدول نکردند و حاضر به صدور اعلامیه و یا تحریم انتخابات هم
نشدند. شریعتی ادامه داد: از همان زمان بود که انحراف و شکاف های بسیار
جدی در جریان اصلاح طلب به دو دسته حکومتی و غیر حکومتی اتفاق افتاد که این
دو دسته ترجمان اصلاح طلب پارلمانتاریستی از یکسو و متکی بر مدل های
خیابانی یا مقاومت مدنی از سوی دیگر بود.
وی تاکید کرد: در
هیچ جایی بنای اصلاح طلبان بر عبور از اصلاح طلبی اصیل یعنی مبتنی بر
قانون و روش های پارلمانتاریستی نبود و برخلاف تحرکات یک جریان مشکوک ، این
تفکر اصلاح طلبی به هیچ وجه مردم را به مقاومت مدنی و حضور خیابانی فرا
نمی خواند.
عضو سابق شورای مرکزی حزب مشارکت گفت: هنوز هم که هنوز
است متوجه نشدم که برنامه حضور در خیابان از کجا نشات گرفت و چه کسی و بر
مبنای چه تحلیلی این حضورهای خیابانی را به جریان اصلاح طلبی درون حاکمیت
تحمیل کرد.
شریعتی می گوید: من نمی توانم از اتفاقاتی که در خیابان
افتاده دفاع کنم، اما حتی می گویم ما به هیچ عنوان نه آمادگی تشکیلاتی برای
ورود به مدل های مقاومت مدنی را داشتیم و نه صلاح بود که وارد این فاز
شویم و هزینه های سنگین جریانات اخیر نیز به دلیل همان انحراف و عبور بی
منطق و بی سرانجام از فاز رقابت پارلمانتاریستی به مقاومت های مدنی و
خیابانی است. این روش راه حلی انحرافی برای حل مسئله و مشارکت سیاسی مردم و
دریافت حق آنان بود.
عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت به مهر
گفت: امروز پس از گذشت 9 ماه عقلا و دلسوزان نظام به دنبال حل این فتنه و
بازگشت به شیوه قبلی هستند. من معتقدم و امیدوارم به مدد خداوند امسال با
آغاز دهه فجر به مسیر تفاهم، همدلی و گفتگو بازگردیم.
شریعتی با
مطرح کردن این موضوع که "برخی از سران جریان های اعتراضی اخیر پس از گذشت 9
ماه این موضوع را مطرح می کنند که باید به قانون بازگشت" ، گفت: اگر قرار
بود بعد از گذشت 9 ماه به قانون بازگردید از ابتدای جریان نیز می شد به
قانون اساسی بازگشت و این همه هزینه هم نپرداخت!
وی افزود: باید به
این سران جریان های اخیر بگویم که اگر مبنا قانون اساسی را قبول دارید باید
به همه موضوعات آن وفادار باشید، اگر کسی احمدی نژاد را قبول ندارد باید
از روش های پارلمانتاریستی استفاده کند. قانون اجازه نداده با اردوکشی
خیابانی ، نظام در مقابل خواسته هایی که مبتنی بر قانون نیست کوتاه بیاید.
شریعتی گفت: من خودم را همچنان منتقد احمدی نژاد می دانم اما این دلیل نمی
شود که رای مردم را نپذیرم، من از شب اول پس از برگزاری انتخابات به عنوان
یک تحلیلگر سیاسی و فعال انتخاباتی می دانستم که هیچ تقلبی رخ نداده است.
عضو
سابق شورای مرکزی حزب مشارکت تاکید کرد: تنها راه برون رفت از فتنه اخیر
بازگشت از حرکت های مقاومت مدنی به اصلاح طلبی مشروع و قانونی مبتنی بر
پارلمانتاریستی است.
شریعتی با اشاره به سخنان اخیر خاتمی افزود:
باید در نقطه ای بایستیم که همه کسانی که وفادار به نظام هستند، نظر رهبری
را به عنوان مرکز ثقل و ستون اصلی خیمه نظام بر نظر خود ترجیح دهند. چرا
که این تصریح قانون اساسی است . عضو شورای مرکزی حزب مشارکت تاکید کرد:
جمهوری اسلامی بدون مولفه های ولایت امر ، رهبری، رای مردم و مذهب رسمی
کشور معنا ندارد.
وی با اشاره به قرار داشتن در آستانه 31 امین
سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از شهدای آن دوران یاد کرد و گفت: امیدوارم
مجاهدت های شهدای قبل از پیروزی انقلاب و آنانی که دردفاع از میهن جان
باختند سبب مقاوم تر شدن ریشه های انقلاب اسلامی شود.
به گزارش «تابناک»، متن کامل این نامه بدون تغییر به شرح زیر است:
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
با اهدای سلام، مصاحبه جناب عالی با پایگاه اطلاعرسانی کلمه که بیشتر به یک بیانیه شبیه است نظر به اینکه در آستانه راهپیمایی 22 بهمن صادر شده است طبعاً هدفدار بوده و دارای آثار عملی مثبت و منفی خواهد بود. لذا مناسب است که این نامه را به صورت سرگشاده بنگارم.
به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه. روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقامگیری یا کسب قدرت و یا ویران گری. این امر میتواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به «امر به معروف و نهی از منکر» تعبیر میشود. اما این هدف از چه راه بهتر تأمین میشود؟
شما در بیانیههای خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید. آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است؟ مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیسجمهور درباره برخی قانون گریزیها و رهاسازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی میشود، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است. (البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست.)
پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید. اینجانب حدس قوی دارم که اگر رهبر گرانقدر انقلاب خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگیها و لجاجتهای بزرگوار سوم یعنی رئیسجمهور محترم و خطاهای برخی افراطیهای مدعی اصولگرایی خواهند رفت. لااقل چندماهی امتحان کنید، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر میدانم ادامه دهید. خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است. این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن.
در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده میشود مانند محکوم کردن رسانههای بیگانه، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی، گر چه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است.
از سوی دیگر، بخشی از این بیانیه نشان میدهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم، در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال میشود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب میبیند.
رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به «غفلت» تعبیر کردند، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به «لغزش سیاسی» تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است، در حالی که تعبیر «غفلت» ملایم تر به نظر میرسد.
به هر حال، اینها علامتهایی است که ایشان به شما میدهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی. امیدوارم این فرصتها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی 22 بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد. این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی ـ علیهالسلام ـ میدانم. فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد. از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی، این انتظار دور از ذهن نیست.
علی مطهری
دکتر فرشیدورد از استادان پیشکسوت دانشکده زبان و ادبیات فارسی و دارای شهرت جهانی و دیدگاههای ویژه در عرصه دستور زبان بود.مقالات و کتابهای فراوان و بسیار ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان شناسی و نقد ادبی و تحقیقات ادبی از آن استاد درگذشته برجای مانده است.
فرشیدورد چند سال قبل از دانشگاه تهران بازنشسته شد. وی مدتی را با بستگانش زندگی کرد و چندی پیش به سرای سالمندان نیکان منتقل شد که در آنجا دار فانی را وداع گفت. جندی پیش، یکی از انجمنهای فرهنگی یادنامهای را در بزرگداشت این استاد به قلم کمال حاج سید جوادی منتشر کرده بود. دکتر فرشیدورد به زبان و شعر فارسی عشق و غیرت فراوان داشت. این شعر که از مشهورترین سروده های استاد نیز هست به خوبی عشق او به ایران و فرهنگ این سرزمین را نشان می دهد:
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان موجی است
که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
او در سال 1308 در ملایر متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر زادگاهش به پایان رسانید و وارد دانشگاه تهران شد و در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد و در سال 1342 با ارائه پایاننامه دکتری خود با عنوان «قید در زبان فارسی و مقایسه آن با قیود عربی و فرانسه و انگلیسی» مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرد. از سال 1343 در دانشگاه اصفهان تدریس کرده و در سال 1347 به دانشگاه تهران آمد و تا به حال در رشته دستور زبان فارسی و نقد شعر و متون فارسی تدریس میکند. این شاعر معاصر به زبانهای عربی و فرانسه تسلط دارد و با زبانهای انگلیسی، پهلوی، اوستا و فارس باستان آشنایی زیادی دارد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی نزدیک به ۲۰ عنوان کتاب در زمان حیات خود چاپ و منتشر کرد که در سه حوزه قابل مطالعه است.
عنوان برخی از کتابهای فرشیدورد عبارتند از:
1-«جمله و تحول آن در زبان فارسی»(1375/ انتشارات امیر کبیر)
2-«پیرامون ترجمه»(مجموعه مقالات/1381/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
3-«املا، نشانهگذاری، ویرایش: برای ناشران، ویراستاران، دبیران، مدرسان ادبیات»(1375/ انتشارات صفیعلیشاه)
4-«حماسه انقلاب»(مجموعه شعر همراه با مقدمهای درباره شعر امروز از خسرو فرشیدورد)
5-« درباره ادبیات و نقد ادبی»( 1363/ انتشارات امیرکبیر)
6-«در گلستان خیال حافظ: تحلیل تشبیهات و استعارات اشعار خواجه»(1357/نشر تهران)
7-«دستور مختصر تاریخی زبان فارسی»(1387/ انتشارات زوار )
8-«دستور مفصل امروز بر پایه زبانشناسی جدید: شامل پژوهشهای تازهای درباره آواشناسی و صرف و نحو فارسی معاصر و مقایسه آن با قواعد دستوری»(1382/ نشر سخن)
9-«دستوری برای واژهسازی : ترکیب و اشتقاق در زبان فارسی ، ترکیب و تحول آن در زبان فارسی»(1387/ نشر زوار)
10-«صلای عشق»(دفتر شعر/1380/انتشارات امید مجد)
11-«گفتارهایی درباره دستور زبان فارسی»(ترجمه و نگارش/1375/ انتشارات امیرکبیر)
12-«لغتسازی و وضع و ترجمه اصطلاحات علمی و فنی و یادداشتهای درباره فرهنگستان و برنامهریزی برای زبان و ادبیات و تاریخ زبان فارسی»(ترجمه و نگارش/138/ انتشارات سوره مهر)
13-«مقایسه قیود و عبارات قیدی فارسی با واژهها و عبارات همانند آن در عربی»(نشر اصفهان)
14-«نقش آفرینیهای حافظ: تحلیل زیباشناسی و زبانشناختی اشعار حافظ»(1375/ نشر صفیعلیشاه)
15-«تاریخ مختصر زبان فارسی از آغاز تا کنون»(1387/ نشر زوار)
16-«فارسی[کتابهای درسی] سال سوم دبیرستان»(مولفان خسرو فرشیدورد، حسن احمدی گیوی/ نشر تهران)
17-«عربی در فارسی»(1373/ انتشارات دانشگاه تهران)
18-«دستور مختصر امروز بر پایه زبانشناسی جدید :شامل پژوهشهای تازهای درباره آواشناسی و صرف و نحو فارسی معاصر و مقایسه آن با قواعد دستوری انگلیسی و فرانسه و عربی،با اشاراتی به فارسی قدیم و زبان محاوره »(1388/ نشر سخن)
در سال 1377 نیز کمال حاج سید جوادى کتابی با عنوان «یادگارنامه استاد دکتر خسرو فرشیدورد» توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگى درباره این استاد زبان و ادبیات فارسی منتشر کرد.
در این کتاب به مباحثی چون دکتر فرشیدورد و فرهنگ و ادب ایران، ترجمه احوال استاد، کتابشناسی کتابها و مقالات دکتر خسرو فرشیدورد، و نگاهی به آثار و نظریات ادبی و زبانشناسی او پرداخته شده است.
اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد…
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.
در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود…
پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!
پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست؟!! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!
من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!
چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد…!
در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد…
امت فاکس، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت . او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود . اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت . از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند . او با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: …
من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد .
حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟
مرد با تعجب گفت: ولی اینجا سلف سرویس است. سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید !
امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است .
همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها،شادی ها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟
و هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است. سپس آنچه می خواهیم برگزینیم .

