پدر ديدي كه امروز جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوریهای شخصی بردند.
فرزند شهيد بهشتي در نوشتاري تاكيد كرد: امروز تحجر، اندیشههاي شهيد بهشتي را بر نمیتابد و تجلی سبز آن را تحمل نمیکند.
به گزارش ايلنا، به مناسبت بيست و هشتمين سالگرد شهادت دكتر بهشتي، سيدعليرضا بهشتي فرزند وي، در نوشتاري خطاب به پدر، دردلهاي خود را با او در ميان گذاشت.
در اين نوشتار با عنوان ”بار ديگر بيتو“ آمده است: چرا هربار که هفتم تیر میرسد سفره دل گرفتهام را نزد تو میگسترم؟ شاید چون سایه تو را همچنان بر سرم گسترده میبینم. شاید هم که چون نمیگذارند صدایم شنیده شود، به دنبال چاهی میگردم تا آهی برکشم. شاید هم که بر باد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم میزند و داغ دیرینه را تازه میکند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دلها مملو از امید شد؟ ...دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سر زندگی و نشاط داد؟ دیدی که دلهایی که سالها با انگشتان کلیشهسازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصلهها را شکستند و در کنار هم نشستند؟
دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوریهایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینه تو دوختند و بهرغم همه اما و اگرها و جوسازیها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
در ادامه اين نوشتار آمده است: اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطه اسلام لیبرالی میانجامید، چه کردند؟
...خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت برده خود را مطالبه میکردند آشوبطلبی نامیدند، ...و به نام دین، دینداران را بیدین نامیدند، به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حقخواهان را با شادکامی دشمنان قسم خورده انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیتبخشی به ... دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی میافتم که در مقابل هجمه ناجوانمردانه زبانهای پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنامها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعه هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشههایت را بر نمیتابد و تجلی سبز آن را تحمل نمیکند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات میکند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده میشوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنههای پیر
از مردهات هنوز پرهیز میکنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
بسان رهنورداني که در افسانه ها گويند
گرفته کولبارِ زادِ ره بر دوش
فشرده چوبدست خيزران در مشت
گهي پر گوي و گه خاموش
در آن مهگون فضاي خلوت افسانگيشان راه مي پويند
ما هم راه خود را مي کنيم آغاز
سه ره پيداست
نوشته بر سر هر يک بسنگ اندر
حديثي که ش نمي خواني بر آن ديگر
نخستين : راهِ نوش و راحت و شادي
به ننگ آغشته، اما رو بشهر و باغ وآبادي
دو ديگر : راهِ نيمش ننگ، نيمش نام
اگر سر بر کني غوغا، و گر دم در کشي آرام
سه ديگر : راهِ بي برگشت، بي فرجام
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي که مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمانِ " هرکجا " آيا همين رنگ است ؟
بيا اي خسته خاطر دوست ! اي مانند من دلكنده و غمگين
من اينجا بس دلم تنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي فرجام بگذاريم
سیدمهدی شجاعی؛ طی نامهای سرگشاده خطاب به محمود احمدینژاد، به نوع رفتارها و مواجههی وی با مسائل و افراد کشور انتقاد کرد.
نامه وی را در ذیل با هم مرور میکنیم :
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس جمهور!
سلام! سلامی سرشار از تالم و تاثر و ابهام و استفهام.
رفتار و گفتار شما در روزهای اخیر به خصوص در جلسهی مناظره با آقای میرحسین موسوی، بنده را عمیقا دچار تعجب و تاثر کرد آنچنان که احساس وظیفه کردم چند نکته را به عرضتان برسانم :
1. این قلم نه وامدار دولتهای پیشین است و نه مدافعشان. و چون وامدار دولت شما هم نیست، میتواند در کمال صراحت و آزادگی با شما سخن بگوید. بنده نه تنها بروز تخلفات عدیده در دولتهای گذشته را انکار نمیکنم که خود نسبت به آنها انتقادات فراوانی - در زمان اقتدارشان! - داشتهام. که گواه آن بعد از خدا و مردم و غیر از وجوه شفاهی و حضوری، مکتوباتی است که در قالب کتاب و مطبوعه به جا مانده است ( و کاش شما هم گوشهای از این انتقادات را در زمان اقتدار دیگران بیان میفرمودید. برای تصحیح مسیر و سبک سازی بار مردم نه سنگین ساختن کفه آراءتان در انتخابات در حالی که از آن دورهها جز تائید و تعریف و تمجید چیز دیگری از شما بر جا نمانده است. )
2. نگرانی و دغدغهی من که باعث و بانی نگارش این نامه شده است، مخدوش شدن اصول و ارزشهایی است که حفظشان در تمام این سالها، دغدغهی همه ما بوده است.
دغدغهی من، کودکان و نوجوانان و جوانانی هستند که اخلاق و روش و منش ما را سرمشق رفتار و گفتار خود قرار می دهند و از عملکرد مخلصانه و صادقانه، درس اخلاق و صداقت میگیرند و از غیر آن درس غیر آن.
نگرانی من پدید آمدن این تعریف یا تلقی در ذهن مردم و بخصوص جوانترهاست که برای بدست آوردن مقام و قدرت و موقعیت یا حفظ آن - گیرم به قصد خدمت - توسل به هر شیوه ای مجاز است، حتی ارتکاب کبائری مثل دروغ و تهمت و هتک حرمت و حیثیت.
هیچ فکرکرده ایم که ترویج این تعریف یا توجیه این تلقی، چه نیازهایی از ارزش و اخلاق و معنویت را متزلزل خواهد ساخت؟ و چه سنتهای سیئهای را بنیان خواهد گذاشت!؟
هیچ فکر کردهایم که وقتی این تلقی نسبت به بالاترین سطح اجرایی پدید بیاید امواج آن در سطوح بعدی چه وسعتی خواهد یافت و چه تاثیرات مخربی بر جا خواهد گذاشت!؟ و اصلا نیازی به صبر کردن برای آینده نیست. همین حالا ظهور این امواج و گسترش آن و تخریب ناشی از آن به روشنی قابل رویت است.
حتما ملاحظه میفرمائید که حامیان و طرفدارن شما چه تهمتهای ناروا و تعابیر زشت و ناپسندی را به مخالفین خود نسبت میدهند. الفاظ و عباراتی که مولایمان امیر المومنین علیه السلام به کار بردنشان را حتی در مورد دشمنان اسلام نهی میفرمودند، به راحتی در مورد بندگان مومن، نجیب و صالح خدا به کار برده میشوند. آبروی افراد مومن که در فرهنگ و معارف دینی ما، بیش از خون و جانشان حرمت و قداست دارد، به راحتی ملعبهی دست کسانی شده که خود را در خیمهگاه اسلام و تشیع، متولی میشمارند.
من معتقدم که هیچکس را به گناه حامیانش نباید گرفت و تخلفات حمایتگران یک فرد را نباید اسباب تخطئه آن فرد قرار داد. همان اتفاقی که متاسفانه در مناظرهی شما با آقای مهندس موسوی افتاد. ولی حداقل توقع و انتظار، این است که شما مخالفتتان را با رفتار و گفتاری از این دست، اعلان کنید. همان کاری که در مورد سوءاستفاده از بیت المال و بودجههای دولتی برای تبلیغ در انتخابات کردید و بر همگان معلوم ساختید که مهر تائیدتان را پای این تخلفات آشکار نمیگذارید و عدهای هم به هر حال مخالفت یا عدم تائید شما را باور کردند.
3. ریاست جمهوری درنظام جمهوری اسلامی ایران، صرفا یک جایگاه یا موقعیت سیاسی و محصول برد و باخت در بازی حزبی و جناحی نیست.
این جایگاه در حقیقت، تجلیگاه اصول و آرمانها و ارزشهای مردم مومن و نجیب و متدین ماست. این منصب و محراب، نماد مقدسی است که باید همهی فضائل اخلاقی و ارزشهای معنوی و صفات عالیه انسانی و کمالات مردم ما را به نمایش بگذارد. به نظر شما اینگونه برخوردها و رفتارها میتواند منش و شخصیت و فضائل اخلاقی مردم ما را نمایندگی کند؟!
4. اگر رفتار و عملکرد دولت شما طی چهار سال گذشته حقیقت و حقانیت مطلق بود و دیگران باطل محض، باز این شیوههای برخورد، پسندیده نبود. در حالی که نه شما چنین ادعایی دارید و نه هیچکس جز مقام معصوم میتواند چنین جایگاهی داشته باشد. مضاف بر این که مشکلات و کاستیها و تخلفات این چهارسالهی اخیر هم کم نبوده است. بخصوص در فرهنگ و هنر که من نسبت به آن اشراف نسبی داشتهام، عملکرد این دوره را به هیچ وجه قابل دفاع نمیبینم. این که شما هم اکنون از اهالی ریشهدار خطهی فرهنگ و هنر کمتر کسی را در اطراف اردوگاه خود میبینید، دلیلش گرایشات جناحی و سیاسی نیست. دلیلش بها ندادن به مقولهی فرهنگ و هنر است و سپردن کارهای بزرگ این عرصه به افراد کوچک.
و از سوی دیگر، این که علیرغم تعطیلی نسبی فرهنگ و هنر درسالهای اخیر و همزمان، ارائهی آمارهای موهوم و گزارشهای بیمبنا، شاهد سکوت نویسندگان و هنرمندان و دلسوز و اهل درد بودید، دلیلش صرفا حرمتی است که اهالی فرهنگ و ادب و هنر برای رای دهندگان چهارسال پیش، و تنفیذکنندهی این رای به ریاست محترم جمهور قائل بودهاند، حرمتی که توقع میرفت از سوی شما نیز نسبت به گذشتگان پاسداری شود.
5. این هجمهی بی مهابا و همه جانبه به تمامی بیست و شش سال گذشته، مفاهیمی را همراه خود میآورد و مضامینی را در ذات خود میپرورد که هیچ راه گریزی از تبعات طبیعی و توالی منفیاش باقی نمیگذارد.
وقتی که ما محصول رای و نظر دهها میلیون انسان شریف و آگاه در دورههای پیشین رای گیری و انتخابات ریاست جمهوری را تخطئه کنیم و مردم را تلویحا به بلاهت و نادانی متهم سازیم، چگونه میتوانیم آنان را مجدد به پای صندوقهای رای دعوت کنیم!؟ وقتی که ما احکام و تائیدات و تنفیذات امام راحل و مقام معظم رهبری را تلویحا زیر سوال ببریم، و در باورهای محکم مردم نسبت به سکانداران کشتی کشور و نظام و انقلاب، رخنه ایجاد کنیم، در طوفانهای پیش رو لنگر مطمئنی را برای مردم باقی میگذاریم !؟
اگر نتیجهی این تخریبها و هتک حرمتها، نیل به آرا ء بیشتر بود، میگفتم: به چه قیمتی!؟
اگر نتیجهاش جایگزینی یکی به جای همه بود، سوال میکردم: به چه حجتی!؟
ولی میدانیم و میدانید که چنین نیست. شان و جایگاهی که مردم ما برای اخلاق و نجابت و مظلومیت قائلند همهی قواعد و مناسبات دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد. این شاخصهای معنوی و معیارهای اخلاقی را نباید از مردم گرفت.
فراموش نکنیم که همین شاخصهی مردم یا همین تلقی مردم از شما، در دورهی قبل باعث پیروزی شما در انتخابات شد.
در پایان آرزو میکنم این عرایضی که از سر اخلاص و دردمندی تقدیم محضرتان شد، به گوش اخلاص شنیده شود و التهابات و کشمکشهای سیاسی و جناحی بر آن سایه نیندازد.
خداوند همهی ما را به وظایفمان آشنا و در انجامشان موفق گرداند.
با احترام
سید مهدی شجاعی
امیدوارم از لذت مناظره های این چند شب بهره کافی و وافی را برده باشید . لحظات ناب مناظره های این شبها سالیان سال در خاطره ها خواهد ماند و اثری بسیار عمیق روی جناح بندی ها و آرا مردم و همچنین آینده بازیهای سیاسی در ایران خواهد داشت .
اینکه در این سری از مناظره ها آقای رییس جمهور با تسلط به آمار و ارقام در مقابل چنته خالی نامزدهای انتخاباتی می نشست چیز عجیبی نبود . عجیب آن بود که به استناد همان دانسته های خود با مردم ناراستی میکرد و در لفافه ای زیبا واقعیت ها را وارونه منعکس میکرد .
پرونده سازی های متعدد نامزدها برای رقیب فارغ از صحت و سقم آن ، حکایتی است که تا سالها در اذهان خواهد ماند و قطعا موجی خواهد شد که بلندای بلند آن نفر به نفر مردمان را در بر خواهد گرفت و ویرانگری عدم اعتماد و اعتقاد به مسئولین ، سالیان سال همه را حتی حضرات به اصطلاح افشاگر را از اعتماد ملی مردم به حکومت و ساختارهای آن محروم خواهد کرد . چه تضمینی وجود دارد بری مردم که حکومتیانی که برای حفظ یک صندلی این چنین جامه میدرند و نعره وا اسلاما و وا مردما سر میدهند روزی روزگاری به هر حربه ای و توجیهی برای بقای مادام العمر خود تلاش نکنند و راه را به آنجا نبرند که دوستانشان و همقطارانشان در کشورهای دیگر بردند !؟
بگذریم این ایام نیز میگذرد و تنها چیزی که خاطر مردم از این روزگار به یاد خواهد داشت ، الگو های رفتاری است که نامزدها برای هواداران خویش ایجاد میکنند . عده ای یاد میگیرند که چگونه پرونده سازی کنند ، دیگران می آموزند که چگونه حیثیت و آبروی افراد مورد احترام را در غیابشان بریزند و تهمتها نثارشان کنند ، بعضی هم گروکشی و دروغگویی می آموزند ...
اینجا ایران است ، مهد اخلاق و تمدن ... جائیکه پس از ۲۵۰۰ سال تمدن باستانی و ۱۴۰۰ تمدن اسلامی به نقطه ای رسیده است که هیچ رفتار ایرانی و اسلامی جز ادعای دعایی عربی بر زبانها و در دلها نیست .
اینجا ایران است ، مهد اخلاق و تمدن ... جائیکه کوروش رهایی یهودیان را موجب میشود و اکنون برای دوستانشان هم پرونده میسازند و متهمشان میکنند که به بند سکوت کشندشان .
از خداوند میخواهم که ما را از اسارت نفس برهاند و لحظه ای ما را به خود وامگذارد . چه اهمیت دارد که چه کسی زمام امور را در دست میگیرد . فقط بزرگ باشد و صبور و دانا و باتقوی که الناس علی دین ملوکهم . که مردم بر دین و رفتار حاکمانشان خواهند بود .
به امید پیروزی درستی و راستی .
جناب دكتر احمدي نژاد رياست محترم جمهوري
با سلام ؛ ديشب حضرتعالي در مناظره با آقاي مهندس ميرحسين موسوي كانديداي رياست جمهوري عده اي از آقا زاده ها را با ذكر نام متهم به چپاولگري وغارت بيت المال و تصرف هكتارها زمين كرديد؛
بنده مقدمتا عرض مي كنم از اين صراحت لهجه و جرأت جنابعالي اگر سخنانتان مستند و مبني بر واقعيت باشد بسيار ممنون و سپاسگزارم و دستتان را مي فشارم ؛ اما دراين مورد سؤالاتي بذهنم خطور كرد كه تصور ميكنم براي بسياري از شنوندگان نيز همين سؤالات پيش آمده باشد:
1- اگر اتهامات شما مستند است چرا در اين چهار سال كه عهده دار رياست جمهوري بوديد اين اسناد و مدارك را در اختيار مراجع قضائي نگذاشتيد و عليه اين " مفسدين اقتصادي " اقامة دعوي قضائي نكرديد مگر شما سوگند ياد نكرديد كه امين و حافظ حقوق اين ملت باشيد ؟
2- اگر چنين كاري را كرديد ولي قوة قضائيه ( بنا برمصلحت انديشي يا هردليل ديگر) به شكوائية شما رسيدگي نكرد چرا موضوع را به مقام معظم رهبري گزارش نكرديد و از ايشان استمداد نجستيد ؟
3- اگر مراجع قضائي شكايت و مدارك و مستندات شما را دريافت و اين پرونده ها درحال رسيدگي است چرا حضرتعالي قصاص قبل از جنايت كرديد مگر اعلام مجرميت بعهدة شاكيست ؟
4- اگر سخنان شما بدون دليل و مدرك و غير مستند باشد بعقيدة شما عملتان علاوه براينكه از نظر اسلامي گناه و مذموم بشمار مي آيد از نظر قضائي بعنوان تهمت و ا فترا جرم به حساب نمي آيد ؟ بخصوص كه جنابان رفسنجاني ؛ خاتمي و ناطق نوري كه حضرتعالي مشخصا از آنها نام برديد وقطعا شما بهتر از بنده آنان را مي شناسيد ؛ اركان انقلاب و اين نظام بحساب مي آيند و تخريب آنها مسلماٌ چه در داخل و چه در خارج ضربة مهلكي به نظام مي زند ؛ مگر اينكه براي سخنان خود مدارك ومستنداتي داريد كه آنان را محكوم و از مجموعة گردانندگان نظام بكلي خارج سازيد و گرنه با ايراد اين اتهامات به اين استوانه هاي انقلاب از اين پس با نگه داشتن آنها در رأس قدرت چگونه مي خواهيد از نظام دفاع كنيد ؟

