فاصله آمدن و رفتن ماست
شايد آن خنده كه امروز دريغش كردي
آخرين فرصت همراهي ماست .
ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی...............
مشکاتیان در اوج ... گروه هم نوا و همدل ... نوربخش خوش ذوق ...
مشکاتیان باز هم نشان داد که در گروه سازی و گروه نوازی برترین است و دلنشین ترین نغمه ها و ترکیبها را تقدیم مشتاقان موسیقی اصیل ایرانی میکند . ریتمهای قوی ، سنگین و جذاب در انتهای شب خواب را از سر هر شنونده ای میربود ... گویی خاطره دستان برایم زنده میشد . دستان ۶۸ شجریان !(دستان طلسم من بود ،تنها کاستی بود که گم میکردمش بارها ! و بارها خریدمش و بارها !) همراهی گروه با استاد مشکاتیان بسیار دلنشین بود و دلربا . اما نوربخش این شاگرد استاد شجریان چه کرد با دل من ! نوای حزینش سر آغاز شکستن بغض خسته بود و پرواز به ملکوت . گوشه ها را به درستی ادا میکرد و احساس شعر را از عمق جان بر می آورد . اما در اوجهایش هنوز مشکل دارد . هنوز تا روزهای بزرگ بودن فاصله دارد . نگرانی غریبی در ابتدای اجرا داشت ، از او که بارها کنسرت اجرا کرده بعید بود .
برای استاد حسن ناهید ، کیوان ساکت ، آیین مشکاتیان ، بهداد بابایی و دیگر نوازندگان این گروه همراه و همدل توفیق آرزو میکنم . امیدوارم لحظه هایشان به شادی لحظات نابی که برای این مردمان سرود ای ایران را در پاسخ به کف زدنهای بی انتهای مردم اجرا کردند باشد. کنسرت دیشب فقط یک چیز کم داشت ! آوای محمدرضا شجریان .
آسمان رشک برد بهر زمینی که در او .............دو نفر یک دو نفس بهر خدا بنشینند
عتاب یار پریچهره عاشقانه بکش....................که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب برگیرند....................هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک.......چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار..............که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری...................... به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
بسوخت حافظ و بویی ز زلف یار نبرد....................مگر دلالت این دولتش صبا بکند
هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع میکند یک غزال شروع به دویدن میکند و میداند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود.
و هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع میکند یک شیر شروع به دویدن میکند و میداند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد.
مهم نیست غزال هستی یا شیر! با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن . به نام خدا ...
در برابر وحشي ترين تازيانه ها ،
سكوت مردانه و غرور آميز مرد نبايد بشكند.
در برابر هيچ دردي،لب مرد به شكوه نبايد آلوده گردد.
من از ناليدن بيزارم.
سنگين ترين دردها و خشن ترين ضربه هاي آفرينش،
تنها مي توانند مرا به سكوت وادارند.
ناليدن، زاريدن، گله كردن، شكايت، بد است.
امروز زاد روز دکتر علی شریعتی شهید شاهد بود. خدایش بیامرزاد ، مردی از کویر تفتیده مزینان که سکوت دردها را در حنجره اش نگاه داشته بود و فریادش فریاد مردم سرزمینش بود . مردی از تبار ابومسلم ها با همان غرور و آزادگی خراسانی ... صدایش خروش شب شکن ظلم بود و کلامش شعر آهنگین نیایش ... اهل ریا و رضا نبود ... اهل دروغ و تملق هم نبود ... صادقانه میگفت و صداقتش بود که به جان مینشست ... خدایش بیامرزاد ... بزرگ بود و از اهالی امروز ...
ما همیشه
صداهای بلند را میشنویم
پررنگ ها را میبینیم
سخت ها را میخواهیم...
و غافل از آنیم که :
خوبها آسان میآیند
بی رنگ می مانند
و بی صدا می روند...

