تبليغاتX
دلدادگی
مسبوق به سابقه است !

بی خوابم این شبها ، گویی در انتظار همیشگی مهمانی ناخوانده ! در پی پیچ و خم جاده ای نرفته !
همیشه همین بوده و بوده ... از کودکی تا کنون ، در ابتدای هر راهی من و خواب و خوراک به جنگ هم میرویم ... تا باز پیروز شوم ، تا باز بلند شوم ... تا باز از خفتگی و خیال بدرآیم ...

امشب هم برف می آید ، دو سه روزیست که برف می آید . تهران سپیدپوش خوش رنگ ،نفسی تازه کرده از هیاهوی دم و دود ما آدمیان .پشت پنجره ام ،به یاد کودکی ها صورتم را به شیشه بخار زده از نفسم میچسبانم . خنکای سرمای شیشه سرد به پیشانی ام نفوذ میکند و لذت میبرم . جوان میشوم و جوانتر ! یاد باد آن روزگاران یاد باد !
گویی درختان هم برای کریسمس لباسی نو گرفته اند ، شیک ، یکجور و اندازه ! گربه ها را می بینم که از زیر ماشینی به زیر اتومبیلی گرمتر میخزند تا که سرمای شب را کمتر حس کنند !

یاد کودکان بی سرپرست و خانه های سرد و مردمان بی پناه عذابم میدهد . میان این سوز و سرمای سخت چه میکنند با پنجرههای نایلون زده و شیشه های شکسته ! سفره های خالی و دلهای گرسنه !کفشهای پاره و دستهای یخ زده !
 میان این فوج اندوه که نمیدانم چه های بسیار دارد ، همیشه امید دارم و می اندیشم که باید و بتوانم کاری بکنم ، نه برای امروز ، نه برای الان ! نه برای آینده ای که نامردی دستی نیازمند را پس نزند ! نه ! برای آینده ای که دستی نیازمند نامردان نباشد و اجاق خانه ای  از ناامیدی سرد و خاموش  ... برای آینده ای که شیشه ای ،دلی شکسته نباشد و مادری ملتهب از بیداری فرزندان خفته در گرسنگی ! شاید آنروز بیاید ، پیش از آنکه جام جانم تهی شود ! شاید ! 

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در جمعه 1387/09/29 ساعت 4 قبل از ظهر | لینک ثابت |
برف میبارد و برف
آسمان سپید است و سرخ
کودکان شهر ، آرزوی بارش همواره اند
و دل کودک من هم
میبارد
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در جمعه 1387/09/29 ساعت 3 قبل از ظهر | لینک ثابت |

روز غدير، عيد بزرگي براي ما شيعيان است و همه اعمالي که به طور معمول براي يک روز عيد توصيه مي‌شود، در اين روز نيز توصيه شده است. يکي از ارکان عيد بودن يک روز، اظهار فرح و شادي در آن است. آنچه براي ايجاد فرح و شادي مناسب باشد از پوشيدن لباس نو گرفته تا انجام كارهاي ديگر مستحب خواهد بود. از ديگر ارکان عيد روزه گرفتن و صله رحم و سر زدن به دوستان و خويشان است. اينها مطالبي است که در روايات ما آمده است.

روايت مفضل بن عمر از امام صادق ـ عليه السلام ـ که در مصباح‌المتهجد آمده است، حکايت از آن دارد که روزه روز غدير، معادل کفاره شصت سال است.

در روايت ديگري امام صادق ـ عليه السلام ـ در پاسخ اين پرسش که آيا به جز جمعه و عيد فطر و قربان عيد ديگري هم هست يا خير، فرمودند: آري، آن روزي که رسول خدا (ص) امير المؤمنين (ع) را به رهبري برگزيد. سائل پرسيد:‌ آن چه روزي است؟ ‌حضرت فرمودند: روز هيجدهم ذي حجه که براي شما مناسب است تا در اين روز با انجام كارهاي نيک و روزه و صله رحم و رسيدگي به کار برادران ديني به خداوند تقرب جوييد. سپس حضرت تأکيد کردند که انبيا در روزهايي چنين که وصي خود را معين مي‌فرمودند، توصيه به اين کارها داشتند.

در روايتي مشابه آمده است که حضرت روزه اين روز را معادل شصت روز دانستند. روايت ديگري هم از امام رضا ـ عليه السلام ـ در مصباح المتهجد آمده است که حضرت توصيه به بزرگداشت اين روز دارند و روزه گرفتن آن را تأکيد کرده و فرمودند: اگر بتوانيد در کنار قبر اميرالمؤمنين باشيد، چنين کنيد. سپس تأکيد کردند که خداوند در چنين روزي، گناهان هر زن و مرد به مقدار شصت سال را مي‌بخشد. چنان که دو برابر آناني را که در رمضان و قدر و فطر از عذاب جهنم رهايي داده در اين روز از آتش رها مي‌کند. هر درهم صدقه در اين ماه به اندازه هزار درهم محاسبه خواهد شد.
سپس حضرت تأکيد کردند که در اين روز به برادرانت برس و زن و مرد مؤمن را خوشحال کن.
بنابراين، صله رحم و رسيدگي به مؤمنان، نيازمند مهرباني ولو با يک ديدار، از مصاديق بارز نيکي در چنين روز مبارکي است.

از ديرباز، يکي از رسوم شيعيان آن بود که روز غدير ميان يکديگر عقد اخوت مي‌خواندند و دو به دو با يکديگر برادر مي‌شدند. مناسبت اين کار همان است که رسول خدا (ص)‌ پس از آن که صحابه را با يکديگر برادر کرد، امام علي ـ عليه السلام ـ را به عنوان برادر خود برگزيد.

البته دو سه سالی است که یاران مفیدی این روز را بهانه ای برای جمع شدن و تازه کردن دیدارها برگزیده اند و در این روز از آموزگاران عهد خویش که دینی گران در تعلیم و تربیت این جوانان داشتند تجلیل میکنند . باشد که پاسداشت حرمت بزرگان علم و ادب و اندیشه باشیم .

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در سه شنبه 1387/09/26 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
با توام ای همه میراث دلیران!
با تو ‏ با توام تازه‌هوای تن بی‌جان!
با تو ‏ با توام کامدنت هم شده حسرت... تردید
با توام «خاتم انگشتر ایران»! با تو
‏تو که سیماگر آزادی و ایمان بودی
مطلع شور و غزل‌خوانی باران بودی
تو که با ياد علی یا مددی می‌گفتی ‏
تو که یادآور ایثار شهیدان بودی

لحظه‌ای گوش بده ‏
تو بتاب آینه‌کردار و به میدان برگرد ‏
دل به دریا بزن این بار و به میدان برگرد ‏
همچو دریا که زند موج پی موج دگر ‏
موج سوم شو و سالار به میدان برگرد

لحظه‌ای گوش بده ‏
ما به شولای سپید تو ارادت داریم ‏
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم ‏
تو به پا خیز!
همه یار دبستانی تو ‏
كه اگر بازآیی
بودنت را همه این بار غنیمت داریم

http://www.mowj.ir

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در جمعه 1387/09/22 ساعت 3 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore