یک هفته پیش، دوشنبه شب 19 اسفند آقای خاتمی در جمع غیررسمی 60 ، 70 نفره یی از دوستان که در فضای شبکه یی «نشست یاسر» نام گرفت، حرف های تازه زد. او تازه از سفر فارس و کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر بازگشته بود، سفری باشکوه که در فضای سیاست، معنایی دوم خردادی داشت. او آن شب گفت که نامزدی ریاست جمهوری را با فرض قربانی شدن خود، چه در پیروزی و چه در شکست پذیرفته است، چون پذیرش مسوولیت را تابعی از خواست و نظر جمعی می دانسته است اما گفت که در موقعیتی هستیم که اگر بی تدبیری کنیم علاوه بر شخص، فکر و جریانی که به آن منتسب هستیم نیز سخت می تواند آسیب ببیند.
دکتر هادی خانیکی: 1- صبح (سه شنبه 27 اسفند) پیامکی از نوید لطیفی دانشجوی فعال و خوش فکر سال های دور و نزدیک دیدم که همان ترانه اندوهگین احسان خواجه امیری را مقدمه خبر کرده بود؛ «خداحافظ ای شعر شب های روشن / خداحافظ ای قصه عاشقانه / به دل می سپارم تو را تا نمیرد / خداحافظ ای همنشین همیشه / خاتمی انصراف داد.»2- نیمه های دیشب هم پیامکی داشتم از تربت جام. شماره او را نمی شناختم ولی گفته بود؛ «سلامی به بزرگی روح شهیدان، آقای دکتر شما شاید نزدیک ترین من به آقای خاتمی باشید. من از تربت جام هستم. به خاتمی بگویید که من حاضر هستم برای ایشان و تفکر اصلاح طلبی از جان خود بگذرم و...، بماند تا بهار دیگر... امیر»3- دکتر یوسف اباذری پریروز نامه دستنویسی برای آقای خاتمی را شتابزده به من رساند که اساس آن آوردن دلایلی برای عدم انجام انصراف ایشان از نامزدی ریاست جمهوری بود. او با نقد بی کنشی و انفعال بوروکراتیک و تکنوکراتیک جامعه، آن را میراث «سکون و رخوت و شکمبارگی فکری و جسمانی» همان استبدادی دانسته بود که خاتمی بحق آن را مرض اصلی ایرانیان محسوب و در طول خدمت خود به مردم بحق به آن حمله کرده است. او به خاتمی نوشته بود؛ «آنچه شما را از اندیشه دیوانی استبداد زده جدا می سازد، شجاعت شما در نشان دادن مرض است که در درون همه ما ایرانیان لانه کرده است؛ «ترس و تنبلی باستانی.» اباذری دلیل اقبال جامعه را از خاتمی مساله یی فراتر از مسائل روزمره دانسته بود؛ «مردم برای کسب آبرو در پی شما هستند. دکتر ضیاء موحد در سخنرانی که در دفاع از شما ایراد کرد، گفت؛ شور و شوق مردم برای آمدن شما دفاع از چیزی نیست بلکه آرزوی کسب چیزهای والاست. آنچه کشورها را به حرکت وامی دارد به قول ریچارد رورتی امید اجتماعی است، نه توزیع این چیز یا آن چیز. شما راه امید داشتن و تلاش کردن و کوشیدن و مهم تر از همه اندیشیدن را به مردن نشان داده اید و آنان از پی شما آمده اند، این امید را استحکام بخشیده، نروید.»
4- یک هفته پیش، دوشنبه شب 19 اسفند آقای خاتمی در جمع غیررسمی 60 ، 70 نفره یی از دوستان که در فضای شبکه یی «نشست یاسر» نام گرفت، حرف های تازه زد. او تازه از سفر فارس و کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر بازگشته بود، سفری باشکوه که در فضای سیاست، معنایی دوم خردادی داشت. او آن شب گفت که نامزدی ریاست جمهوری را با فرض قربانی شدن خود، چه در پیروزی و چه در شکست پذیرفته است، چون پذیرش مسوولیت را تابعی از خواست و نظر جمعی می دانسته است اما گفت که در موقعیتی هستیم که اگر بی تدبیری کنیم علاوه بر شخص، فکر و جریانی که به آن منتسب هستیم نیز سخت می تواند آسیب ببیند.
خاتمی آن شب دغدغه هایش را با آرامش و وضوح گفت که اولاً نگران تفرقه میان اصلاح طلبان است و پیدایی و رشد کدورت و اختلاف در میان فعالان سیاسی و جوانان و اینکه حاصل بودن سه نامزد در انتخابات تشتت آرا و ادامه پیدا کردن وضع موجود است و ثانیاً نگران یک امر اخلاقی است و تلقی شکل گرفتن تصویر جنگ قدرت در میان کسانی مثل او و مهندس موسوی که هیچ کدام نه اهل چنین منازعه هایی بوده اند و هستند و نه اساساً بر پایه چنین انگیزه هایی به میان آمده اند.
در تحلیل سیاسی او ماندن سه نفر در عالم واقعی انتخابات دهم به معنای شکست اصلاح طلبان و خروج به موقع از این صحنه رقابت به منزله فراهم آوردن امکان پیروزی برای آنان که خواستار بهبود وضع موجود در مدیریت کشور و گشایش فضای اجتماعی و سیاسی برای پیشبرد اصلاحات هستند، است.
در تحلیل اخلاقی او نیز پیروزی اصلی در میدان اخلاق یعنی وفاداری به عهد، صداقت با مردم و ضربه نزدن به امید و اعتماد آنان برای تغییر است. جوانبی که در آن شب خاتمی بر آنها اصرار داشت، اولویت پیروزی در ورود به انتخابات، ضرورت توجه به همسویی میان گفتمان اصلاحات و گفتمان سوم در برابر رقیب و در مسیر تغییر وضعیت نابسامان و نگران کننده کنونی و پاسداشت شخصیت و منزلت مهندس موسوی در عرصه سیاسی بود.
خاتمی گفت اگر درست به صحنه بیاییم امکان پیروزی هست و اگر به تشتت و اختلاف گرفتار شویم، بزرگ ترین امداد برای رقیب و برگزاری انتخابات مدیریت شده است.
مشورت اصلی او از جمع این بود که اگر کناره گرفتم، چگونه با این موضع گیری دشوار می توان دچار احساسات نشد و جلوی دلسردی و تشتت را گرفت.
5- دو روز قبل از آن شب از روز پنجشنبه پانزدهم تا شنبه هفدهم اسفند، گروه های گوناگون مردم شیراز، یاسوج، نورآباد، بوشهر و شهرها و روستاهای بین راه آنها با خاتمی سه روز گریستند و خندیدند. گریستند بر وضع بدی که بدان گرفتارند و خندیدند به خردادی که می خواهند دوباره تجربه کنند. این بار تا آنجا که توانستند، نگذاشتند خاتمی به شاهچراغ و مصلی و مسجد برود، اما آنان که به استقبال او آمدند، بیشتر از میان دینداران جامعه بودند. محروم ترین بخش های جامعه برای او سلام و صلوات می فرستادند و شعار آزادی سر می دادند. این سفر روشن ترین نظرسنجی انتخابات بود که جهت خواسته های مردم و انتخابات آنها را نشان می داد.
خاتمی که رسانه ندارد، با رسانه مردم در آنجا سخنانی گفت که بهتر شنیده شد. او سفر انتخاباتی اش را با طرح «جامعه اخلاقی» و نقد اخلاقی دولت آغاز کرد.
6- 10 روز از شیرینی سفری که مهر پایان بر تردیدها در پیروزی خاتمی در انتخابات دهم بود و ترشی پرسشی که در میانه این ایام برای کناره گرفتن خاتمی از نامزدی در اوج احتمال انتخاب مطرح شده بود، گذشت. خاتمی در آن شب سخنان گوناگون را که سمت و سوی بیشتر آنها بر ماندن در صحنه رقابت بود، شنید و پس از آن نیز به حرف های بسیار گوش داد و نوشته های مختلف را خواند اما در تصمیم خود بر انصراف مصمم تر شد. در این روزهای تنگ دو تناقض در حال شکل گرفتن بود؛ تناقض اول در سوی خاتمی بود که او را در عین حرمت نهادن به نظرهای دیگران راسخ تر در عزم خود می نمایاند. او که بیشتر گوش بود به جای زبان و تابع امر مشورت و خرد جمعی بود تا تصمیم فردی به موقعیتی رسید که به رغم شنیدن نظرهای بسیار، که غالباً هم دال بر ترغیب به ماندن بود، به صورت منطقی و مستدل سخن از ضرورت انصراف آن هم در این سوی سال می گفت.
تناقض دوم در فضای اجتماعی به ویژه جامعه سیاسی شکل می گرفت که تا دیروز حضور دو نامزد نامدار و موثر یعنی خاتمی و موسوی را در کنار نامزد برجسته دیگر یعنی کروبی حمل بر «نقشه یی» هوشمندانه برای پیروزی بر رقیب می دانست اما امروز به میزانی که در معرض پرسش های منطقی و وضعیت واقعی قرار می گرفت، معنای این رقابت و حتی تفاوت معنادار میان دو گفتمانی را که در آغاز یکسان می دانست، به خوبی درنمی یافت. هر چه از آن فضای آسمانی وحدت و پیروزی به زمین سیاست و رقابت نزدیک تر می شد و از «دو نامزد» و «دو رویکرد» بیشتر اطلاع می یافت، به دایره ابهام ها و ایهام ها و پیشداوری ها و توهم ها بیشتر فرو می رفت. باید کاری کارستان به انجام می رسید؛ یک انتخاب اخلاقی. انتخابی نه فقط بر سر یک قول بلکه برای تحقق یک امر الزام آور سیاسی، ضرورت جلوگیری از تشتت و اختلاف و شکست.
7- خاتمی را در این قریب به سه دهه یی که از نزدیک می شناسم، اینقدر آرام و پرحوصله و مصمم در امری ندیده ام. او در شب میلاد خجسته پیامبر اکرم(ص) بیانیه انصرافش را در چهار صفحه نوشته بود بی کمترین خط خوردگی و تناقض، روشن تر از همیشه حرفش را می زد و مهربان تر از همیشه گوش می کرد، به سختی های تصمیم آگاه بود، تصمیمی اخلاقی گرفته بود که آثار سیاسی فراوان نیز داشت. از جامعه یی که به او امید بسته است، از نخبگان و احزاب و گروه هایی که به او رو کرده بودند و از جوانانی که خود را با او و او را با خود تعریف کرده بودند، غفلت نداشت، اما از حق پیروز شدن خود برای حق بزرگ تری که پیروز شدن اخلاق و پیروز شدن نهایی اندیشه اصلاحات است، صرف نظر می کرد. پیروزی اخلاقی هم انصافاً همین است؛ تشخیص درست و ترجیح به موقع یک امر اخلاقی بر امر دیگر.
8- خاتمی البته به بها و بهانه اخلاق سیاست را نیز فرو ننهاد. او از نامزدی کنار رفت تا بتواند در عرصه سیاست، در پیشبرد اصلاحات، در استفاده بهینه از انتخابات، در کمک به تغییر و بهبود وضع موجود مدیریت اجرایی کشور، در تقویت رویکردهای مدنی و اخلاقی موثرتر از پیش باشد.
او از این پس بیشتر بر نقد اخلاقی و سیاسی قدرت، بر معنادار شدن انتخابات آزاد و سالم و رقابتی و بر اجماع میان اصلاح طلبان تاکید خواهد داشت.
9- خاتمی اکنون سرمایه یی بیشتر از پیش است، بیش از آن زمان که نامزد ریاست جمهوری بود و حتی پیروز مجدد آن میدان شود. از او باید به عنوان بخشی از سرمایه فرهنگی ایران و اسلام بهره برد. به گفته پی پربوردیو «سرمایه فرهنگی» در کنار «سرمایه اجتماعی»، «سرمایه انسانی» و «سرمایه فیزیکی» داشته های یک ملت را می سازند. در جامعه یی که از نعمت سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی شایسته برخوردار است، هر کاری از جمله فعلیت دادن بیشتر به سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی نیز آسان تر می شود.
انصراف خاتمی، اگر درست فهمیده شود، تهدید نیست؛ فرصتی در ساحت های معنوی و مادی نیز هست. علی(ع) خداوند را آنجا شناخته است که «اراده های فردی فسخ و گره ها گشوده می شوند» (عرفت الله بفسخ الغرائم و حلت العقود).
10- در این میان گم نکردن راه و شناخت همه جوانب، مسائل و موضع گیری های سیاسی اهمیت بسیار دارد. فرصت های اندک و دورنگی های رقیبان را نباید از یاد برد. باید با نگاه به آینده پیش رفت، به جای کاش ها به کاشته ها اندیشید. جهت راهی که خاتمی به آن وارد شد و امروز از زاویه یی دیگر به آن می نگرد، نقد وضعی است که شایسته آبروی مردم ایران نیست و گام عملی در آن راه پیروزی در انتخاباتی است که پیش روست. راه را نباید گم کرد و به بیراهه نیز نباید رفت. بیراهه تخریب اخلاقی و افتادن به ورطه ظن ها و نیت خوانی ها در عرصه سیاست است.
11- همچنان باید حریم ها و حرمت ها را پاس داشت. مهندس میرحسین موسوی از ذخایر این ملت و این سرزمین است که شایستگی ها و وارستگی ها و تجربه ها و توانایی های فراوان دارد. تفاوت گفتمانش نه از پیشینه و نه از رویکرد آزادی خواهانه و مردمسالارانه او چیزی نمی کاهد. او از تبار اصلاحات است. باید به تنوع و تفاوت در این افق حرمت نهاد و از ظرفیت افزایی ها در جنبش اصلاحات استقبال کرد. چشم اندازی که حجت الاسلام والمسلمین کروبی نیز در دفاع از حقوق ملت و تلاش برای تغییر نیز گشوده است، بخشی دیگر از افق جنبش اصلاحات است این زمینه ها در موقعیت های پیش رو و در شرایطی که انتخاب و رای مردم سمت و سوی خود را در فضایی اخلاقی و عقلانی پیدا می کند، همه می توانند فرصت به شمار آیند. باید سرمایه را به جد پاس داریم و تجربه های تلخ تخریب های گذشته و دوگانه سازی های نادرست را که درباره بزرگانی چون هاشمی رفسنجانی دست داد، دوباره تکرار نکنیم. به جای ثبت در تاریخ به جغرافیای سخن ها نیز توجه کنیم.
12- خاتمی پیروز بزرگ انتخابات دهم است، که هم در تاریخ می ماند و هم در جغرافیای این ایام. او برای خود نیامد و برای خویش نیز نرفت. این سرمایه را برای این انتخابات و برای بعد از آن قدر بشناسیم. «انصراف» او بزرگ تر از ماندن اوست. انصرافش را می توان بازآفرینی استعفایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست. او پس از استعفا بیشتر ماند و موثر بود. آن روز که رفت در بدرقه اش هنرمندان و اندیشمندان کشور این بیت از حافظ را بسیار خواندند که «کاروانی که بود بدرقه اش لطف خدا...به تحمل بنشیند، به صلابت برود»
و امروز که رفت، بسیاری گریستند، بسیاری در شوک فرو رفتند و بسیاری هم فکر کردند. دکتر سیدجعفر شهیدی در آن تودیع باشکوه گفت؛ «برای توفیق آقای خاتمی نمی خواهم دلیلی از این طرف و آن طرف بیاورم. دلیل آن را در همین جا و در همین جمع می بینم و شما هم می بینید. بیهوده سخن به این درازی نبود... حضور این جمع که از طبقات مختلف تشکیل شده و وقتی هم آمدند که آقای خاتمی می خواهد وزارتخانه را تودیع بکند، نشان می دهد که از صمیم قلب آنها نسبت به آقای خاتمی حق گزار هستند.»
امروز که این پدیده را ما در فارس و کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر و در هر جای دیگر باز دیدیم و خواهیم دید، بیشتر حرف های آن دوشنبه را خواهیم شنید و این بیانیه انصراف را خواهیم خواند. راه دشوار است، اما امید بیشتر و اصلاحات آسان تر.
بگذارید از زبان اندوهگین اما مصمم همه آن جوانانی که پیامک می فرستند، بقیه آن ترانه را برای خاتمی بنویسیم که؛
«سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن»
و یادمان نرود که نوروز در پی است و بهار فصل پیش رویمان و؛
«این بار چندم است
که در قحطی درخت
حرف از
عبور ایل سپیدار می زنیم»
پس در این انتخابات؛
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهاربه گزارش کلمه متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام پیام دلسوزانه شما را مطالعه كردم و از اظهار لطفی كه به این فرزند كوچك مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یك شهروند از این كه شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت میبردم وبه آن افتخار می کردم.
زمانی كه نسل نوخاسته تلالو آرمانهاي خود را در آن چهره ملاقات میكرد و به هیجان میآمد به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان كه هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی كه مردم ما به راستی مستحق آنند.
بسیار تاسف خوردهام كه مخالفان چگونه میتوانند نقشی را كه در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاكید بر دستآوردهای بزرگی كه داشتهاید چشمپوشی كنند، تا جایی كه فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از كامیابیهای دورانسازی كه دركشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد كه حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وكشور.
خود میدانید كه اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول ، و نيز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میكنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیكرد برای تداوم این طریق كسی را مناسبتر از پایهگذار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه كه در ملاقات حضوری عرض كردم دقت و صحت برآوردی كه از این مختصات دارم را برگشتناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی كه تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی كه در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نكند بر آن اصرار نمیكنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی كه نیروهای همفكر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند هنوز گسترده میدانم و تاخیر خود یا شما یا هریك از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.
در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی كه در آن جان عزیز سراغ گرفتهایم این است كه نقش شما در تحقق آرمانهایی كه پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی كه دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز كشور است نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تكاپوی مشخص شماست.
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته
میر حسین موسوی
عزم آن دارم كه امشب مستِ مست
پاى كوبان كوزه دُردى به دست
سر به بازار قلندر برنهم
پس به يكساعت ببازم هرچه هست
تا كى از تزوير باشم ره نماى؟
تا كى از پندار باشم خودپرست
پرده پندار مىبايد دريد
توبه تزوير مىبايد شكست
وقت آن آمد كه: دستى بر زنم
چند خواهم بود آخر پاى بست؟
ساقيا، در ده شرابى دلگشاى
هين! كه دل برخاست، مى بر سر نشست
تو مگردان دور، تا ما مردوار
دور گردون زير پا آريم پست
مشترى را خرقه از بر بركشيم
زهره را تا حشر گردانيم مست
همچو عطار از جهت بيرون شويم
بىجهت در رقص آييم از الست
حضرت عطار

