دکتر فرشیدورد از استادان پیشکسوت دانشکده زبان و ادبیات فارسی و دارای شهرت جهانی و دیدگاههای ویژه در عرصه دستور زبان بود.مقالات و کتابهای فراوان و بسیار ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان شناسی و نقد ادبی و تحقیقات ادبی از آن استاد درگذشته برجای مانده است.
فرشیدورد چند سال قبل از دانشگاه تهران بازنشسته شد. وی مدتی را با بستگانش زندگی کرد و چندی پیش به سرای سالمندان نیکان منتقل شد که در آنجا دار فانی را وداع گفت. جندی پیش، یکی از انجمنهای فرهنگی یادنامهای را در بزرگداشت این استاد به قلم کمال حاج سید جوادی منتشر کرده بود. دکتر فرشیدورد به زبان و شعر فارسی عشق و غیرت فراوان داشت. این شعر که از مشهورترین سروده های استاد نیز هست به خوبی عشق او به ایران و فرهنگ این سرزمین را نشان می دهد:
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان موجی است
که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
او در سال 1308 در ملایر متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر زادگاهش به پایان رسانید و وارد دانشگاه تهران شد و در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد و در سال 1342 با ارائه پایاننامه دکتری خود با عنوان «قید در زبان فارسی و مقایسه آن با قیود عربی و فرانسه و انگلیسی» مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرد. از سال 1343 در دانشگاه اصفهان تدریس کرده و در سال 1347 به دانشگاه تهران آمد و تا به حال در رشته دستور زبان فارسی و نقد شعر و متون فارسی تدریس میکند. این شاعر معاصر به زبانهای عربی و فرانسه تسلط دارد و با زبانهای انگلیسی، پهلوی، اوستا و فارس باستان آشنایی زیادی دارد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی نزدیک به ۲۰ عنوان کتاب در زمان حیات خود چاپ و منتشر کرد که در سه حوزه قابل مطالعه است.
عنوان برخی از کتابهای فرشیدورد عبارتند از:
1-«جمله و تحول آن در زبان فارسی»(1375/ انتشارات امیر کبیر)
2-«پیرامون ترجمه»(مجموعه مقالات/1381/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
3-«املا، نشانهگذاری، ویرایش: برای ناشران، ویراستاران، دبیران، مدرسان ادبیات»(1375/ انتشارات صفیعلیشاه)
4-«حماسه انقلاب»(مجموعه شعر همراه با مقدمهای درباره شعر امروز از خسرو فرشیدورد)
5-« درباره ادبیات و نقد ادبی»( 1363/ انتشارات امیرکبیر)
6-«در گلستان خیال حافظ: تحلیل تشبیهات و استعارات اشعار خواجه»(1357/نشر تهران)
7-«دستور مختصر تاریخی زبان فارسی»(1387/ انتشارات زوار )
8-«دستور مفصل امروز بر پایه زبانشناسی جدید: شامل پژوهشهای تازهای درباره آواشناسی و صرف و نحو فارسی معاصر و مقایسه آن با قواعد دستوری»(1382/ نشر سخن)
9-«دستوری برای واژهسازی : ترکیب و اشتقاق در زبان فارسی ، ترکیب و تحول آن در زبان فارسی»(1387/ نشر زوار)
10-«صلای عشق»(دفتر شعر/1380/انتشارات امید مجد)
11-«گفتارهایی درباره دستور زبان فارسی»(ترجمه و نگارش/1375/ انتشارات امیرکبیر)
12-«لغتسازی و وضع و ترجمه اصطلاحات علمی و فنی و یادداشتهای درباره فرهنگستان و برنامهریزی برای زبان و ادبیات و تاریخ زبان فارسی»(ترجمه و نگارش/138/ انتشارات سوره مهر)
13-«مقایسه قیود و عبارات قیدی فارسی با واژهها و عبارات همانند آن در عربی»(نشر اصفهان)
14-«نقش آفرینیهای حافظ: تحلیل زیباشناسی و زبانشناختی اشعار حافظ»(1375/ نشر صفیعلیشاه)
15-«تاریخ مختصر زبان فارسی از آغاز تا کنون»(1387/ نشر زوار)
16-«فارسی[کتابهای درسی] سال سوم دبیرستان»(مولفان خسرو فرشیدورد، حسن احمدی گیوی/ نشر تهران)
17-«عربی در فارسی»(1373/ انتشارات دانشگاه تهران)
18-«دستور مختصر امروز بر پایه زبانشناسی جدید :شامل پژوهشهای تازهای درباره آواشناسی و صرف و نحو فارسی معاصر و مقایسه آن با قواعد دستوری انگلیسی و فرانسه و عربی،با اشاراتی به فارسی قدیم و زبان محاوره »(1388/ نشر سخن)
در سال 1377 نیز کمال حاج سید جوادى کتابی با عنوان «یادگارنامه استاد دکتر خسرو فرشیدورد» توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگى درباره این استاد زبان و ادبیات فارسی منتشر کرد.
در این کتاب به مباحثی چون دکتر فرشیدورد و فرهنگ و ادب ایران، ترجمه احوال استاد، کتابشناسی کتابها و مقالات دکتر خسرو فرشیدورد، و نگاهی به آثار و نظریات ادبی و زبانشناسی او پرداخته شده است.
اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد…
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.
در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود…
پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!
پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست؟!! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!
من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!
چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد…!
در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد…
امت فاکس، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت . او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود . اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت . از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند . او با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: …
من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد .
حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟
مرد با تعجب گفت: ولی اینجا سلف سرویس است. سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید !
امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است .
همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها،شادی ها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟
و هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است. سپس آنچه می خواهیم برگزینیم .
آنچه میخوانید نامه صوتی امام موسی صدر خطاب به دکتر صادق طباطبایی - داماد امام خمینی(ره)، هنگام عزیمت به آلمان برای ادامه تحصیل بر روی نوار ضبط، و همراه او شده است.
بخش هایی از متن نامه امام موسی صدر، بنیان گذار جنبش اهل لبنان، توسط دکتر طباطبایی در اختیار سرویس اندیشه خبرآنلاین قرار گرفته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
صادق عزیز! شب سه شنبهای است که تصور می رود، فردای آن، ما را ترک کرده به سوی آلمان، یعنی کشوری که تا حد زیادی فعالیت در آن در سرنوشت تو مؤثر است، بشتابی. حالت فعلی ما را که مشاهده می کنی: شبی است و نیمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت، میزی است و چراغی، اجتماعی است[...]. تصور می کنی که این منظره، این صدا و این حالت، با گذشت امشب محو می شود؟ ابدا! خود این ضبط صوت بهترین سند و گویاترین شاهد برای ابدی بودن موجودات در این جهان است. صدای من را این ضبط صوت در خود ثبت می کند و به همراه تو و در شب های تو و در روزهای تو به گوش تو فرو می خواند.
همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهی یعنی این ضبط صوت بزرگی که همه چیز را در خود ضبط می کند، مسجل و یادداشت می شود. همه چیز محفوظ می ماند تا روز حساب.
جهان ما ضبط صوت بزرگی است که صدای ما، و هر کلمه ای که از ما صادر می شود را ثبت می کند. هر حالتی را که از ما به وقوع بپیوندد ضبط می کند و هر عملی که از ما صادر شود در خود نگه میدارد. در قرآن به این آیه بر می خوریم: «وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا»(سوره یونس آیه 61). همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهی یعنی این ضبط صوت بزرگی که همه چیز را در خود ضبط می کند، مسجل و یادداشت می شود. همه چیز محفوظ می ماند تا روز حساب. مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قیامت است و جزای الهی! مقصود حساب زندگی نیز هست. تصور کنیم که دو نفر راهی را می پیمایند. اولی قدمی بر می دارد و قدمی میگذارد؛ گاهی میخوابد و گاهی باز می گردد؛ گاهی چرت می زند و گاهی آرام می رود. دیگری ساعات خود را هدر نمی دهد و به سوی هدف خود می شتابد. بدیهی است که دومی زودتر به مقصد می رسد و اولی یا به هدف نمی رسد و یا دیرتر! آیا می توان شک کرد ساعاتی که بر این دو گذشته و حالاتی که این دو در این ساعات داشته اند، در سرنوشت آن ها بی تاثیر است؟ چگونه می توان فرض کرد گامی را که یکی از این دو تن در آن لحظه برداشته اند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بی اثر بوده است؟
به طور کلی آنچه از ما صادر می شود، آنچه می گوییم و آنچه می شنویم، مجسم و متبلور شده و به صورت جزای اعمال در این جهان و آن جهان به دست ما داده می شود. آن روز است که به تعبیر قرآن می گوییم: «مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا»(سوره کهف آیه 49). امتحانات خود نمونه زنده ای از حساب الهی است و همچنین شاهد صدقی بر نتیجه اعمال ما در سعادت زندگی ماست.
تصور می کنم که دقت در این بحث اگر با اقناع توأم باشد و اگر طغیان و عنفوان جوانی بر این تفکر پرده ای نیندازد، با کمال وضوح نشان دهد سفری را که با این رنج برای تو فراهم شده است، ایامی را که با نهایت تلخی بر خویشان تو می گذرد، بسیار گرانبهاتر است از آنکه به هدر رود و یا در ترسیم آینده تو بیتأثیر باشد. فکر می کنم که اگر ممکن بود کسی تمام عمر را به تلاش و فعالیت و به قدم برداشتن در راه حق و خیر و صلاح صرف نماید، حتما جز این شیوه عقل و آیین منطق نبود.ولی چه باید کرد که انسان خسته می شود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولی به قدری که نمکی در طعام باشد، نه آنقدر که غذا را شور کند! و نه آنقدر که هدف از زندگی انس و تفریح باشد، و درس چون آبی و چون صورتی و ماسکی بر زندگی انسان قرار گیرد. در باره رعایت مسائل دینی تصور می کنم همین مقدمه ای گفتم کافی باشد.
مطالعه و رعایت صلاح ابدی همان قدر مهم است که رعایت صلاح و سعادت آینده زندگی و چه بسا سعادت ابدی بسیار پر اهمیت تر از سعادت 50 سال یا 40 سال زندگی به حساب آید. هر چند که این دو مصلحت با یکدیگر تفاوتی ندارند. در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل می دهند. در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است:
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ»(سوره نحل آیه 97). آنان که رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگی گوارا و جزای آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنیا و آخرت در نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح راهی است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدی او را در آن واحد، تحصیل کند.
بسیار آسان است که انسان راهی را که می رود، با قصد صالح به جای آورد. همانطور که روزی می گفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفی در وجود خود دارد، اگر بتواند راهی را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضاء شود، آن راه موفقیت آمیزتر است. چه با نیروی بیشتر و متمرکزتری به سوی هدف می شتابد. طبیعی است که اگر از درس خواندن، کار کردن، مدرسه رفتن و حتی از خانه دار شدن و اداری بودن قصد صالح داشته باشیم، همه این کارها را می توانیم در سلک عبادت قرار دهیم. عبادت به نماز و روزه منحصر نیست. پیغمبر اسلام به ابیذر که یکی از نزدیکترین صحابه اوست می گوید: «حتی در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش». آری؛ خواب و خوراک از لوازم زندگی انسان است. سبب تأمین نیرو برای انسان می شود و موجب می گردد که انسان بتواند با نشاط بیشتری در راه خیر، در راه صلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکی که با قصد قربت و با تصمیم بر کار نیک انجام گیرد، عبادت است.
سفر کردن برای تحصیل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد و اگر به قصد حفظ حیثیت انسان و تأمین آسایش همنوعان صورت گیرد، جهاد در راه خدا محسوب می شود. آنگاه این قصد سبب می گردد که انسان در این راه با دقت بیشتری قدم بردارد. چه بسا وجود این قصد انسان را محدود می کند، ولی راه موفقیت آمیزتر و نتیجه بخش تر است. درآیه دیگر می خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»(سوره انفال آیه 24). دعوت پیغمبر را سبب زندگی شمرده است. با کمال تاسف متدینین امروز معتقدند که دین فقط برای مرگ است.به این سبب، جوانان که تصور می کنند دین با راه زندگی، با کار و کوشش و با تلاش برای تأمین آینده هماهنگی ندارد، از دین اعراض می کنند.
در حالی که به طور مسلم می توان گفت: اسلام و یا هر دین خدایی، هیچ یک از غرایز اصلی و احتیاجات ضروری انسان را منع نکرده است! از خوردن و آشامیدن جلوگیری نکرده است. بلکه گفته است، راه صحیح را برای خوردن و آشامیدن انتخاب کنید! تجاوز نکنید! اسراف در خوردن نکنید!عینا همان ترتیب را در غریزه جنسی انسان مشاهده می کنیم. به هیچ وجه از این غریزه منع نشده است. در اسلام جلوگیری از این غریزه و سایر غریزه های زندگی انسانی، رهبانیت نامیده شده و گفته شده است: «لا رهبانیة فی الاسلام». لیکن از تجاوز به ناموس غیر و از افراط در این امر منع شده است. این غریزه نیز مانند خوردن و آشامیدن است. بهره بردن از زیبایی های زندگی و بهره بردن از نعمتهای الهی، به طور معقول و منطقی نه تنها بی اشکال است، بلکه در بسیاری از آثار وارد از اهل بیت دیده می شود که مرغوب و محبوب خداوند است. پس می توان راهی را رفت که بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد، افکار انسان آرامش یابد و در عین حال خویشان انسان خوشنود باشند.
شایعات پیرامون پروژه هارپ و استفاده ایالات متحده از آن برای تولید زلزله، پس از زلزله ویرانگر هائیتی با شدت بیشتری گسترش یافت. اما به نظر نمیرسد پروژه هارپ ربطی به زمینلرزه و مکانیسم آن داشته باشد.
توضیح خبرآنلاین: اگر پیگیر رویدادهای مرتبط با زلزله هائیتی باشید، حتما تیترهای درشت برخی روزنامهها توجهتان را جلب کرده است که زلزله هائیتی را آمریکاییها با استفاده از سلاحی به نام هارپ ایجاد کردهاند. البته این بحث جدید نیست و حتی در مورد زلزله اخیر در هرمزگان نیز چنین شایعهای مطرح شد.
جالب اینجاست که هیچ پایگاه یا مرجع علمی از ارتباط بین هارپ و زلزله سخن نگفته بود و فقط چند روزنامه و پایگاه اینترنتی مشخص اقدام به تبلیغ این موضوع میکردند؛ تا جاییکه تیترهای درشتی از این موضوع را در روزنامه یا سایت خود منعکس میکردند.
برای آنکه با پروژه هارپ بیشتر آشنا شوید، میتوانید خبر «در آسمان شب تبلیغ کنید» را که پیشاز این در خبرآنلاین منتشر شده بود، مطالعه کنید. اما در کنار آن، مطالعه مطلب زیر که به نقل از یکی از همین روزنامههای مشهور نقل میشود نیز خالی از لطف نیست. این گزارش هرگونه ارتباط بین هارپ و زلزله را نفی میکند؛ اما جالب اینجاست که این مطلب را همان روزنامهای آماده کرده که طی دو هفته اخیر، تیترهای ارتباط زمینلرزه هائیتی و هارپ را با فونت درشت در صفحه اول خود منتشر کرده است.
بدیهی است انتشار این مطلب به معنی تایید محتوای آن از سوی خبرآنلاین نیست.
زمینلرزه هائیتی را آمریکا با استفاده از سلاح مخوف «هارپ» به وجود آورده است، هدف نهایی آمریکا، ضربه زدن به ایران از طریق ایجاد زمینلرزه است، زمینلرزه ویرانگر هائیتی نتیجه آشکار آزمایش سلاحهارپ توسط ارتش آمریکاست، رئیسجمهور ونزوئلا آمریکا را به دست داشتن در وقوع زلزله ویرانگر هائیتی متهم کرد، زلزله هائیتی طبیعی نیست، پای هارپ در میان است و ...
آنچه خواندید، گزیدهای از تیترهایی است که در هفتههای اخیر و پس از وقوع زلزله ویرانگر کشور هائیتی درصدر اخبار رسانههای ایران و جهان قرار گرفت؛ با این مضمون که ایالات متحده آمریکا با استفاده از قدرت نظامی «هارپ»، چنین زلزلهای را در منطقه هائیتی ایجاد کرده است.
گرچه انتشار وسیع و گسترده این خبر درسطح رسانههای جهان خود از زلزلهای مخوف خبری حکایت داشت که به نوعی درصدد القای قدرت بی چون و چرای نظامی آمریکا در جهان بود، اما نکته مهمی که افکار عمومی را با آن درگیر کرده این است که آیا بهراستی دولت استکباری آمریکا واقعاً از چنین قدرتی برخوردار است و میتواند با استفاده از سلاح هارپ، زلزله سنگین و ویرانگری با قدرت 7.3 ریشتر در نقطه ای از زمین ایجاد کند و آیا در ابعاد علمی و سیاسی این مسئله تأیید شده که شیطان بزرگ میتواند چنین اقدامی را علیه کشورهای دیگر انجام دهد و از همه مهمتر آیا اصولاً چنین کاری شدنی است؟ همچنین اخبار منتشره در این باره تا چه حد از صحت خبری برخوردار است؟
در گزارش امروز ........ این موضوع را در ابعاد علمی، تخصصی و سیاسی مورد واکاوی قرار دادهایم. همراه این گزارش باشید:
هارپ چیست؟
طبق تعاریف موجود، هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که برای بررسی و تحقیق درباره لایه آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زیرزمینی با استفاده از امواج رادیویی تأسیس شده است. لایه آیونوسفیر در بالاترین لایه اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.
این لایه تشعشعات خطرناک «ماورای بنفش» و «اکس ری» خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری مینماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده میشود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرات بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل میکند.
سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونههای این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.
این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتنهای مخصوص (180 برج آنتن آلومینیومی به ارتفاع 50/23متر) تشکیل و بر روی زمینی وسیع به مساحت 23000 مترمربع در آلاسکا نصب گردیده است. این آنتنها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب میکنند.
اصولا امواج آنتنها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادرند نه تنها عمق دریا بروند بلکه فراتر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند «رادیو ترموگرافی» (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیستها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده میکنند. وقتی یک موج کوتاه «رادیو ترموگرافی» به داخل زمین فرستاده میشود به لایههای مختلف برخورد کرده و آن لایهها را به لرزه میآورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیستها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.
شانتاژ خبری هارپ
سایتهای خبری متعددی موضوع هارپ را پوشش دادند و کوشیدند این موضوع را به نشانه بارزی از قدرت آمریکا تبدیل کنند، گرچه گفته میشود خود آمریکاییان منتشرکننده این خبرجعلی هستند.
این خبر را به نقل از سایتهای اینترنتی آمریکایی و اروپایی از جمله «آلترانفو» و «لوپست» بخوانید: «بسیاری از دانشمندان! پنج قاره معتقدند که زمینلرزه هائیتی (3/7 ریشتر) به کمک سیستم آب و هوایی «هارپ» ایجاد شده و به کمک این سلاح مخوف است که «امپراتوری آمریکایی-صهیونیستی» نه تنها موجی خارق العاده از سرما را در اروپا پدید آورده تا تلاشهای مخالفان جهانی با پدیده گرم شدن آب و هوای کره زمین را مسدود سازد، بلکه بلافاصله نیز زمینلرزه ویرانگر هائیتی را تدارک دیده تا ناوگان خود را با هدف نهایی اشغال کوبا و ونزوئلا، در دریای کارائیب مستقر سازد.»
نکته قابل تامل در این خبر وجود دانشمندان بسیاری از پنج قاره موجود است که با یکدیگر هم عقیدهاند که زلزله هائیتی نتیجه هارپ است اما هویت و نام و نشان هیچکدام از این به اصطلاح دانشمندان زمین شناس و یا شاید زلزله شناس فاش نشده است!
ارتباط هارپ و زلزله
دکتر ناصر حافظی مقدس، زمین شناس، مهندس زلزله شناسی و استاد دانشگاه در گفتگو با سرویس گزارش روز ........ درباره پدیده هارپ میگوید: «پروژه مطالعاتی هارپ درخصوص مطالعه اصول فیزیکی کنترل کننده یونسفر است که علاوه بر آمریکا چند کشور دیگر نیز در آن مشارکت دارند. هدف اصلی این پروژه بهبود ارتباطات رادیویی بوده است اگرچه ارتش آمریکا در این پروژه بدنبال کنترل و نظارت بر ارتباطات رادیویی میباشد.
دکتر حافظی مقدس میگوید: « مطرح شده که آمریکا در ادامه پروژه جنگ ستارگان بدنبال نوعی سلاح الکترومغناطیسی جدید است که با فشرده سازی بخشی از یونسفر و انعکاس آن امواج الکترومغناطیسی با فرکانس بالا که قدرت حرارتی زیاد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح کره زمین وارد کند. این مطلب فرضیههایی است که مشخص نیست قابلیت اجرایی داشته باشد.»
این مهندس زلزله شناسی به ارتباط هارپ و زلزله اشاره میکند و میگوید: «منشأ شایعاتی که درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شاید از این طریق میباشد که زلزلههای بزرگ همراه با تغییرات وسیع در اتمسفر بالای منطقه کانونی میباشند و اغتشاشاتی را در کره یونسفر ایجاد میکنند. تلاشهایی جهت استفاده از این پدیده برای پیش بینی زلزله نیز در حال انجام است. اما اینکه با هدایت امواج الکترومغناطیس بتوان در یک منطقه زلزله ایجاد نمود توجیه علمی ندارد.»
دکتر حافظی در ادامه به زلزله خیز بودن هائیتی اشاره میکند و میگوید: «کشور هائیتی در حاشیه یک گسل فعال قرار گرفته است و در طول تاریخ زلزلههای بزرگی را تجربه کرده است. زلزله اخیر این کشور با بزرگی 7.3 ریشتر نیز بیش از 60 پس لرزه نسبتاً بزرگ از جمله دو پس لرزه 6 ریشتری داشته است. بنابراین وقوع زلزله در این کشور و شرایط زلزله کاملاً طبیعی بوده است لذا این فرض که در اثر انفجار توسط آمریکا ایجاد شده باشد کاملاً مردود است. حتی فرض تحریک منطقه و وقوع زلزله طبیعی نیز برای یک زلزله بزرگ هفت ریشتری بسیار بعید است.»
بهره برداری شیطان بزرگ از هر فرصتی!
پس از وقوع زلزله هائیتی آمریکا تمام تلاش خود را معطوف به این نمود تا از هر شیوه ممکن به نفع خود از آن بهره برداری کند. انتشار خبر دروغین زلزله هائیتی توسط هارپ و اعزام نیروی نظامی به این کشور زلزله زده گواهی صادق بر این مدعا است.
دکتر محمدعلی رحمانینیا، زمین شناس، کارشناس زلزله شناسی و استاد دانشگاه در گفت وگو با سرویس گزارش روز ........ در تحلیل موضوع هارپ چنین میگوید: «در وهله اول باید اشاره کنم که «هارپ» پروژهای است توسط چند کشور جهان از جمله آمریکا، روسیه، ژاپن، کانادا و... دنبال میشود و هدف آنها نیز شناخت لایحه آیونو سفیر و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمریکا یا یک کشور خاصی نیست، از طرفی هم ارتش آمریکا در بخش نیروهای دریایی و هوایی پروژهای را درباره جنگ ستارگان دنبال میکنند و هدفشان این است که بتوانند امواج الکترومغناطیسی را بر روی زمین برگردانند، که اگر بتوانند این کار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زیادی را در نقطهای از زمین ایجاد کنند.»
دکتر رحمانینیا در ادامه تصریح کرد: «اگر زلزله طبیعی اتفاق بیفتد در لایه آیونو سفیر اختلالاتی ایجاد میشود و از این اختلالات ایجاد شده در واقع میتوان وقوع برخی زلزلهها را پیش بینی کرد، از همین موضوع آمریکاییان بحث هارپ را پیش کشیدهاند و در واقع با این اقدام میخواهند اذهان عمومی مردم جهان را فریب داده و به نفع خود از آن بهره برداری کنند.»
آیا زلزله هائیتی کار هارپ است؟
دکتر رحمانینیا ضمن اشاره به این موضوع که شایعه ایجاد زلزله آن هم با ریشترهای بالا ابتدا توسط چینیها مطرح شد و آنان مدعی شدند که آمریکا میتواند چنین زلزلههای ویرانگری را طراحی کند، میگوید: «همچنان که اشاره کردم پدیده هارپ فقط میتواند گرمای بسیار زیادی را در یک گوشه از زمین ایجاد کند و باعث سوختگی پوستهای از زمین شود، درست مثل اقدام مایکروفرها که گرمای زیادی در محیط خودش ایجاد میکند و همین گرمای فراوان میتواند به تغییر آب و هوایی در آن منطقه که گرما بر آن وارد شده منجر شده و پوسته زمین را برای ایجاد زلزله تحریک کند، اما ایجاد چنین زلزلهای مثل زلزله هائیتی به چند دلیل علمی از هارپ برنمیآید.»
این زمین شناس و استاد دانشگاه شاهرود در توضیح دلایل علمی خود میگوید: «میان زلزله احتمالی توسط هارپ و زلزله طبیعی تفاوتهایی هست از جمله اینکه تمامی زلزلههای طبیعی، به طور طبیعی پسلرزههایی هم به دنبال دارد و در زلزله هائیتی هم بیش از 60 پسلرزه به وقوع پیوسته، این در حالی است که در پدیده هارپ که یک انفجار است هیچگونه پسلرزهای وجود ندارد.»
دکتر رحمانینیا میگوید:«اما دلیل دیگر اینکه کشور هائیتی در کنار یک گسل زمینلرزهای بسیار بزرگ قرار دارد و در گذشته - قرن 18 - نیز شاهد چنین زلزلهای بوده است، در ثانی ایالات متحده آمریکا و هیچ کشور دیگری هنوز به آن مرحله از پیشرفت علمی نرسیدهاند که بتوانند چنین زلزلههایی را در عمق زمین طراحی کنند.»
این استاد دانشگاه معتقد است: «در واقع پروژه اصلی استفاده از هارپ برای بهبود امواج رادیویی است که به اتفاق چند کشور جهان دنبال میشود اما بخش اطلاعات علمی و نظامی آمریکا میخواهد از زلزله هائیتی به نفع خود بهره برداری کند، این در حالی است که متخصصان زمین شناسی انتشار خبر وقوع زلزله هائیتی توسط سلاح هارپ آمریکا را در حد یک لطیفه یا طنز میدانند!چرا که عملاً چنین موضوعی در ابعاد علمی مردود است.»
هائیتی زلزله خیز است
اخبار کاذبی که در هفتههای اخیر منتشر شد حکایت از این داشت که زلزله هائیتی توسط سلاح هارپ آمریکاییها به وقوع پیوسته، این در حالی است که کارشناسان زمین شناسی و زلزله شناسی این موضوع را کاملاً رد میکنند.
خانم رها مهاجر، کارشناس زمین شناسی در گفتگو با سرویس گزارش ........ میگوید: «با توجه به اینکه کشور هائیتی در یکی از مناطق زلزله خیز در کنار پلیت اقیانوس آرام و بر روی قاره آمریکا قرار گرفته، لذا زلزله خیزی این منطقه نه تنها بعید نیست، بلکه از لحاظ علمی و تخصصی هم کاملاً اثبات شده است.»
این کارشناس ضمن اعلام این موضوع که وقوع زلزله هائیتی توسط هارپ و دولت ایالات متحده آمریکا هیچگونه توجیه علمی و منطقی ندارد، میگوید: «انتشار خبر زلزله هائیتی و اعلام علت آن به وسیله پدیده هارپ به یک ترفند و بازی سیاسی بیشتر شباهت دارد تا یک اقدام علمی اثبات شده، چون برای متخصصین علوم زمین شناسی و تمامی افرادی که فراتر از شایعات و موج رسانهای غربی میاندیشند کاملاً عیان است که دولت آمریکا میخواهد از این ماجرا به نفع خود بهره برداری کند، چرا که از لحاظ علوم زمین شناسی هرگز وجود چنین سلاحی که به زمینلرزهای عظیم بینجامد تأیید نمیشود و این موضوع هیچگونه توجیه علمی ندارد.»
ابعاد سیاسی ماجرا
برای اطلاع از اهداف سیاسی ماجرای هارپ و مرتبط دانستن آن با زلزله هائیتی با دکتر محمد کرمیراد، عضو هیأت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و نماینده مردم کرمانشاه گفتگو میکنم.
کرمیراد میگوید: «انتشار چنین اخباری حتی متأسفانه در سطح رسانههای داخلی ایران یک جنگ روانی بیش نیست، چرا که دولت آمریکا سالهای سال است که جنگهای نرم و تاکتیکهای رسانهای را به نفع خود و علیه سایر کشورهای جهان در دستور کار قرار داده و هر از گاهی به شانتاژ چنین اخبار جعلی در سطح رسانهها میپردازد.»
این نماینده مجلس میگوید: «اگر واقعاً کشور آمریکا به چنین تکنولوژی دست یافته است، به خودی خود متهم به نسل کشی جهانی است، اما واقعیت غیر از این نیست که این ترفند فقط جهت ترساندن کشورهای مخالف آمریکا و اعلام ابرقدرتی این کشور است، این در حالی است که موضوع هارپ از نظر علمی و تخصصی کاملاً مردود است.»
کرمیراد میگوید: «آمریکاییان با اعلام چنین اخبار دروغی مطمئناً راه به جایی نخواهند برد، چرا که افکار عمومی امروزه بسیار بیدارتر و هوشیارتر از قبل است و هیچ گاه شایعه چنین اخباری نمیتواند در روحیه مردم جهان تأثیر منفی بگذارد، همچنان که میبینیم در این ترفند نیز دست آنان رو شده است.»

