تبليغاتX
دلدادگی

دلدادگی

هزار نکته درین کار و بار دلداریست

عصر ایران - اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: محافلی هستند که تیرگی روابط بزرگان نظام را رسالت خود می دانند.

وی درباره روابط خود با مقام معظم رهبری تصریح کرد:
در بين همه ماها كه در اين سالها كشور را اداره مي كنيم نزديكي من و رهبري بيشتر از همه هست .

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که با روزنامه جمهوری اسلامی گفت و گو می کرد ، افزود: معمولا ما در اكثر موارد نظراتمان متفق است در مواردي هم كه نظراتمان مختلف باشد طبعا مطابق همين قانون اساسي من بايد كوتاه بيايم . رهبري نمي توانند كوتاه بيايند از نظرشان . تشخيص داده اند و قدرت اجرا هم دارند. بايد عمل كنند. من تشخيص داده ام ولي حجت نزد ايشان است . بنابراين اختلافات اينجوري معضل نيست.


يكي از مباحثي كه بسيار مطرح است و به نظر مي آيد كه در شرايط كنوني حساسيت خاصي دارد تبليغاتي صورت مي گيرد به صورت آشكار و نهان و بعضي وقتها حتي فشارهائي براي اشاعه آن صورت مي گيرد اين است كه بين اركان مختلف نظام يك نوع تنازعي را ترسيم كنند. در طول ماههاي اخير شاهد بوديم كه يك نوع تنازع ضمني و تصوير تاريكي از روابط جنابعالي و مقام معظم رهبري را حتي در سطح رسانه هاي عمومي و رسانه ملي هم انعكاس دادند اين تا چه حد صحت دارد و آيا اصلا پايه و اساسي دارد؟


نه . من فكر مي كنم اين يك پديده جديدي است و ريشه در يك توطئه اي دارد كه جرياني هم پشت آن قرار دارد. همين الان محافلي هست كه رسالت خودشان را اين ببينند كه اين كار را انجام دهند. يقينا خارجي ها يا از اول بوده اند در چنين طرحي و يا وقتي ديدند چنين جرياني هست خوشحال شدند و آن را دامن مي زنند. قطعا اين طور است . چون هيچ منفعتي در اين تبيين اختلاف اين جوري نيست .

من فكر مي كنم در بين همه ماها كه در اين سالها كشور را اداره مي كنيم نزديكي من و رهبري بيشتر از همه هست .
در همه شرايط بوده و حالا هم همين طور است ولي دامن زدن به اختلاف و خبرسازي و شايعه و امثال اينها امروز متولي پيدا كرده متوليانشان را هم من خيلي هايشان را مي شناسم كه چه كساني هستند كه دارند اين كارها را مي كنند. شماها هم مي شناسيد. اين قسمتش كه مشهود است .

يك قسمتهايي پشت صحنه هست كه ما نمي شناسيم . اينهايي كه مي شناسيم يك چيز غيرواقعي است كه مي خواهند بگويند. خيلي هم احتياج به نيرو مصرف كردن دارند. هميشه بايد مواظب باشند كه اين بحث شان زنده بماند و هر وقت احساس مي كنند يك چيزي پيش مي آيد كه برخلاف نظر آنهاست يك دفعه مي بينيم يك تهاجم سياسي و رسانه اي و شايعات و اقدامات پشت آن درمي آيد. خيلي محسوس است . البته اين در خارج از كشور فعلا خيلي جدي است . يعني رسانه هاي استكباري روي اين مسئله بسيار كار مي كنند ولي منشا اصلي اش را من در داخل مي بينم .

تلاش مي شود كه وانمود شود نوعي انعكاس پيدا كند كه نوعي اختلال يا سكته در مناسبات جنابعالي و رهبري وجود دارد مي شود در اين زمينه هم توضيحي بفرمائيد؟

چيز تازه اي ندارم كه بگويم . هميشه همين طور بوده . معمولا ما در اكثر موارد نظراتمان متفق است در مواردي هم كه نظراتمان مختلف باشد طبعا مطابق همين قانون اساسي من بايد كوتاه بيايم . رهبري نمي توانند كوتاه بيايند از نظرشان . تشخيص داده اند و قدرت اجرا هم دارند. بايد عمل كنند. من تشخيص داده ام ولي حجت نزد ايشان است . بنابراين اختلافات اينجوري معضل نيست .
اختلافاتي است كه بين همه انسانها در تشخيص موضوعات و حتي اجتهاد و امثال اينها پيش مي آيد. اگر كسي نخواهد سواستفاده بكند اينها مفيد است مضر نيست . از آيات قرآن هم استفاده مي شود كه اين اختلاف نظرها براي تكامل جامعه مفيد است .

گاهي هم بحث نوعي اختلاف و تقابل اجزا مختلف نظام منهاي جنابعالي و رهبري هم مي شود. نوعي تقابل مجمع با دولت يا مجلس يا بعضي بخش هاي ديگر جامعه . اين تا چه حد قابل طرح است؟

اصل مسئله اينكه در اين سالهاي اخير اختلاف در سطوح بالا زيادتر از گذشته است اين را من قبول دارم . ادله اش هم قابل فهم است . اما آن كه خيلي بد است اين است كه به اين اختلافات دامن زده بشود و تعميق بشود و عده اي بيايند ميدان داري بكنند. اينها ضرر دارد. اصل اختلاف نظر هيچ وقت ضرر ندارد. هيچ جامعه اي خالي از اختلاف نيست . هيچ دو فردي هم خالي از آن نيستند. حتي دوقلوها هم نمي توانند بي اختلاف نظر باشند ولي راه حل اختلافات هميشه روشن است . اگر هم نيست بايد پيدا كنيم . اصل بر اين است كه متحد باشيم . جامعه را در اين دنياي سخت خوب جلو ببريم .

بسياري از حرفهايي كه در مورد جنابعالي در طول ماههاي اخير و حتي سالهاي اخير شنيده ايم هرگز پاسخ و واكنشي از سوي شما همراه نداشته است . چرا؟

البته هيچ اتهامي را بي جواب نگذاشته ام تكرار نمي كنم پاسخ دادن به اينگونه حرفها را هم من چالش زا مي بينم .

اينطور نيست كه آدم اگر يك حرف منطقي گفت فوري بپذيرند. بعدش دوباره يك بحثهاي ديگري شروع مي شود.
گاهي جواب ندادن مصلحت است . گاهي هم جواب دادن مصلحت است . من هم خيلي ديگر آن حالات قديمي ام را ندارم كه زياد بخواهم ميدان داري كنم . سكوت و انزوا جزو خواص اين سن است .

مخصوصا كساني كه دوران طولاني با اضطراب و چالش ها زندگي كرده اند چه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تا امروز يك تمايل نفساني پيدا مي كنند. معلوم نيست اين تمايل عقلاني هم باشد. تمايل نفساني پيدا مي كنند كه خوب است كمتر حرف بزنند كمتر مطرح بشوند. يك مقدار اين جوري است .

اين روش شما با روش امام خميني (ره ) منافات ندارد امام در آخر رهبري سن شان از سن امروز شما بيشتر بود. مخصوصا آن سالهاي آخر بيانيه سخنراني و مطالب ديگر از امام خيلي زياد باقي مانده است .
صحيفه امام را كه آدم نگاه مي كند مي بيند سالهاي آخر حيات امام (ره ) مطالبش بيشتر از سالهاي قبل هست .
خوب امام (ره ) با آن سن زيادشان خيلي صحبت مي كردند. يك بخش آن قابل فهم است . چون به هر حال امام (ره ) ايجاد كننده اين انقلاب و اين نظام جمهوري اسلامي بودند و خيلي حرف داشتند. براي آيندگان و مي گفتند اما شما هم وقتي اين حالت مقايسه اي را در نظر بگيريم از افرادي هستيد كه در رده هاي بعد از امام قرار مي گيريد بنابر اين شما هم حرف براي گفتن زياد داريد. بخصوص در شرايط خاص جامعه .
براي اين شرايط و اين بيان شما چه كنيم خيلي جور در نمي آيد.


اولا كه خودتان گفتيد كه تفاوت زيادي بين ما و امام (ره ) هست . ايشان به هر حال بنيانگذار يك بناي عظيمي بودند.
بايستي تا آن چند سالي كه فرصت داشتند بنيانهاي بنايشان را محكم بكنند. ما الان مثل امام كه نيستيم . صدها نفر مثل من از نيروهاي اول انقلاب هستند. رسالت شبيه هم داريم . با هم كار مي كنيم .

ثانيا خود امام هم همچنين حالتي داشتند منتهي ضرورتها ايجاب مي كرد كه امام وارد صحبت مي شدند. گاهي مي شد كه ايشان يك ماه سكوت مي كردند.

حتي شايعه مي شد كه امام رحلت كرده اند يا كسالت دارند و از اين چيزها ولي ايشان اعتنايي نمي كرد. ما بوديم كه مي رفتيم خواهش مي كرديم كه چهار كلمه حرف بزنيد. يك وقت امام تصميم گرفت عكسش را در هيچ روزنامه اي در صفحه اول نيندازند خوشش نمي آمد. ما آن موقع اين حالات را خيلي نمي فهميديم . ولي من الان مي فهمم .

البته من الان سنم آنقدر نيست كه امام در آن سن قرار داشت . ايشان يك دوره سكوت در تبعيد داشتند . 14- 15 سال نبودند . خيلي كم حرف مي زدند. درسي مي دادند. خانه بودند. حرم مي رفتند. ما اينجوري نبوديم . همه زندگيمان پر از تحرك و اضطراب و حالات خيلي نگران كننده و خوشحال كننده بود. هنوز هم هست . گفتم : اولا شخصيت ها را نمي شود مقايسه كرد با امام . ثانيا اگر امام ضرورت قاطعي نمي ديدند دلشان مي خواست حرف نزنند كاملا برايمان محسوس بود.

لحن بعضي از نوشته هاي شما در خاطراتتان طوري است و يا طوري تدوين شده كه بعضي ها اين طور برداشت كرده اند كه شما مي گوئيد من به امام خط مي دادم امام مي پذيرفتند تحت تاثير من بودم . آنها از اين جور حرفها اين استفاده ها را مي كنند و بعد كلمه تحميل را به كار مي برند. شما خوب است كه در اين زمينه هم توضيحي بفرمائيد.

توضيح من همين است . من هر جا نظر ديگري داشته باشم وقتي مي بينم كار مهمي است نظرم را مي گويم . ولي درباره امام احتمالش هم نيست كه بتوان به ايشان چيزي را تحميل كرد.
درباره ديگران هم همين است . من حتي در دولت خودم كه همه منصوب خودم بودند مي پذيرفتم گاهي در دولت يك بحثي بود مدت طولاني روي آن بحث مي شد.
من تحميل نظريه به وزرا نمي كردم . بخصوص در شوراي اقتصاد از اين جور بحثها زياد داشتيم . ساعتها بحث مي كرديم دست آخر هم با راي گيري عمل مي كرديم . من طبعم اين جوري است . فكر مي كنم كار مثبتي است . آدم وقتي چيزي را مي فهمد اگر نگويد هم ظلم به خودش كرده و هم ظلم به ديگران .

از فرمايشات شما اين طور برداشت مي شود كه امام خيلي انعطاف پذير بودند. البته شما فرموديد كه در بيشتر مواقع ما قانع مي شديم گاهي امام قبول مي كردند.

در مجموع جمع بندي شما از امام به عنوان يك شخصيت سياسي در سطح رهبري جامعه اين است كه به هر حال امام آنجا كه يك مطلبي را مي شنيدند كه منطقي پشتش بود سريعا مي پذيرفتند يا مقاومت مي كردند؟


گفتيم گاهي مي پذيرفتند ولي اكثرا ما مي پذيرفتيم . همين الان هم با رهبري همين طور است . وقتي بحثي پيش مي آيد اكثرا من قانع مي شوم . و گاهي ايشان مواردي هم كه قانع نمي شوم متابعت مي كنم . در زمان امام هم همين اتفاق مي افتاد. اصلا كلمه تحميل حقيقتا اهانت به امام است . اگر اينجور بود چرا امام تا آخرين لحظه عمرشان اينقدر به من اعتماد داشتند متناقض است . آنهايي كه اين حرفها را مي زنند بايد شك كنند در قاطعيت و عدالت امام شايد متوجه نيستند چه مي گويند.

يك مقداري هم درباره محوربودن رهبري و اينكه بايد با رهبري حركت كرد و پشت سرايشان رفت هميشه شما صحبت داشتيد الان هم براي اين روزها مطالبي بفرمائيد.

رهبري جزو قانون اساسي ما است . رهبري مركز اصلي نظام است و اختياراتش هم در قانون اساسي ديده شده است . ايشان هم بيش از اختيارات قانون اساسي نمي خواهند. همين مقدار را هم گاهي به كار نمي گيرند. من فكر مي كنم در قانون اساسي ما همان جوري كه واقعيت رهبري ما را پذيرفته و نقش ايشان را پذيرفته شرايط رهبري شرايطي است كه خود به خود و اتوماتيك وار مانع انحراف مي شود. ما مي توانيم مطمئن باشيم .

هيچ قدرت ديگري با اين شرايطي كه ما داريم نمي تواند محفوظ باشد و مورد اعتماد باشد. در قانون اساسي رهبري محور قرار گرفته است . بايد ايشان رئيس جمهور را تنفيذ بكند. معنايش اين است كه همه دولت مورد تاييد مي شود. فقهاي شوراي نگهبان را ايشان منصوب مي كنند.

رئيس قوه قضائيه را ايشان معين مي كنند. صدا و سيما دست ايشان است . نيروهاي مسلح هست . اين هم مايه قدرت رهبري است و هم مايه اعتماد مردم است كه كسي با آن شرايط اين اختيارات را دارد و از اينها سواستفاده نمي كند. و نهادي مثل خبرگان هم با حدود يكصد مجتهد عادل هميشه مراقب حفظ و ادامه شرط هاي رهبري است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد شیخ الاسلام  | 

سعید شریعتی عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت با تاکید بر اینکه "به سخنانم در دادگاه پس از انتخابات باور دارم" گفت: مشی اصلاح طلبان واقعی و درون حاکمیت رقابت از روش های قانونی ، انتخاباتی و پارلمانتاریستی بود و تلاش یک جریان مشکوک مروج مقاومت مدنی ، باعث انحراف عده ای از این جریان اصیل به سمت روش های خیابانی شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، سعید شریعتی عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت که هفتم مردادماه، پس از حوادث  انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دستگیر و پس از صدور حکم قضایی چند سال حبس تعزیری ، با قرار وثیقه آزاد شد ؛ در پاسخ به خبرنگار سیاسی مهر گفت: برخی تصور می کنند که اظهارات من در دادگاه سوم شهریور به دلیل سپری کردن دوران بازداشت و زندان بوده ، درحالی که اکنون نیز به تمام آن اظهارات به عنوان تنها راهکار برون رفت اعتقاد و باور دارم.

وی با بیان اینکه برخی از افراد اظهارات دادگاه سوم شهریور مرا اعترافات و برخی هم تاکتیک سیاسی برای خروج از موقعیت دستگیری می نامیدند ، افزود: اما امروز پس از گذشت 5 ماه از آن زمان همچنان اعتقاد دارم که تنها راه برون رفت اصلاح طلبان  از وضعیت فعلی بازگشت به همان نکات مهم در اظهارات دادگاه من است.

شریعتی با بیان اینکه امروز موضوع اصلی برای فعالان سیاسی باید حفظ و حراست از اصل نظام باشد، ادامه داد: تنها راه حل برای برون رفت از فتنه ، راه حل مبتنی بر گفتگو با حفظ همین چارچوب و در ضوابط قانونی است. اختلافات داخلی و بحران های اخیر موجب سوء استفاده دشمنان شده است و آنان از هر گامی که برای حل منازعه و استفاده از راه حل گفتگو باشد، دوری می کنند.

وی اظهار داشت: به اعتقاد من برای حل مسائل سیاسی فعلی با نگاه رو به آینده و مبتنی بر بصیرت سیاسی ، رقابت های سیاسی را باید در زیر چتر نظام و نه به شکل معارضه با اصل کلیت نظام یا در پیوند با خارج از فضای نظام انجام داد. عضو شورای مرکزی حزب مشارکت با تاکید بر اینکه اظهارات من در دادگاه امتداد اعتقادات من قبل از دستگیری، بوده است ، گفت: امروز پس از اینکه دادگاه به پایان رسیده و حکم خود را نیز گرفته ام و در آزادی بسر می برم همچنان بر این راه اعتقاد دارم و تصور می کنم هیچ راه حلی غیر از گفتگو برای حل این فتنه در ذیل قانون اساسی و همراه با مرزبندی با گروههای برانداز خارج نظام وجود ندارد.

شریعتی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به نکته تحلیلی موجود در سخنانش ، گفت: روی سخنم با اصلاح طلبان است، برای محافظه کاران یا اصولگرایان پیشنهادی ندارم. لذا به اصلاح طلبان می گویم ما با دو نوع مدل حرکت سیاسی مواجه ایم و از ابتدا هم این گونه بوده است. اول جریان اصلاح طلبی متکی بر مدل های مقاومت مدنی و دوم اصلاح طلبی متکی بر روش های رایج و مشروع پارلمانتاریستی.

وی اظهار داشت: آنچه اکثریت اصلاح طلبان در گذشته و امروز به آن اعتقاد دارند و حتی با قرائت خاتمی نیز همواره همراه بوده است، استفاده از روش های اصلاح طلبی متکی بر روش پارلمانتاریستی است.

عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت گفت: اصلاح طلبان واقعی در اوج محدودیت های موجود در آستانه انتخابات مجلس هفتم و تحصن مجلس ششم و وقایع آن سالها از خط مشی اصلاح طلبی متکی بر روش های پارلمانتاریستی عدول نکردند و حاضر به صدور اعلامیه و یا تحریم انتخابات هم نشدند. شریعتی ادامه داد: از همان زمان بود که انحراف و شکاف های بسیار جدی در جریان اصلاح طلب به دو دسته حکومتی و غیر حکومتی اتفاق افتاد که این دو دسته ترجمان اصلاح طلب پارلمانتاریستی از یکسو و متکی بر مدل های خیابانی یا مقاومت مدنی از سوی دیگر بود.

 

وی تاکید کرد: در هیچ جایی بنای اصلاح طلبان بر عبور از اصلاح طلبی اصیل یعنی مبتنی بر قانون و روش های پارلمانتاریستی نبود و برخلاف تحرکات یک جریان مشکوک ، این تفکر اصلاح طلبی به هیچ وجه مردم را به مقاومت مدنی و حضور خیابانی فرا نمی خواند.

عضو سابق شورای مرکزی حزب مشارکت گفت: هنوز هم که هنوز است متوجه نشدم که برنامه حضور در خیابان از کجا نشات گرفت  و چه کسی و بر مبنای چه تحلیلی این حضورهای خیابانی را به جریان اصلاح طلبی درون حاکمیت تحمیل کرد.

شریعتی می گوید: من نمی توانم از اتفاقاتی که در خیابان افتاده دفاع کنم، اما حتی می گویم ما به هیچ عنوان نه آمادگی تشکیلاتی برای ورود به مدل های مقاومت مدنی را داشتیم و نه صلاح بود که وارد این فاز شویم و هزینه های سنگین جریانات اخیر نیز به دلیل همان انحراف و عبور بی منطق و بی سرانجام از فاز رقابت پارلمانتاریستی به مقاومت های مدنی و خیابانی است. این روش راه حلی انحرافی برای حل مسئله و مشارکت سیاسی مردم و دریافت حق آنان بود.

عضو مستعفی شورای مرکزی حزب مشارکت به مهر گفت: امروز پس از گذشت 9 ماه عقلا و دلسوزان نظام به دنبال حل این فتنه و بازگشت به شیوه قبلی هستند. من معتقدم و امیدوارم به مدد خداوند امسال با آغاز دهه فجر به مسیر تفاهم، همدلی و گفتگو بازگردیم.

شریعتی با مطرح کردن این موضوع که "برخی از سران جریان های اعتراضی اخیر پس از گذشت 9 ماه این موضوع را مطرح می کنند که باید به قانون بازگشت" ، گفت: اگر قرار بود بعد از گذشت 9 ماه به قانون بازگردید از ابتدای جریان نیز می شد به قانون اساسی بازگشت و این همه هزینه هم نپرداخت!

وی افزود: باید به این سران جریان های اخیر بگویم که اگر مبنا قانون اساسی را قبول دارید باید به همه موضوعات آن وفادار باشید، اگر کسی احمدی نژاد را قبول ندارد باید از روش های پارلمانتاریستی استفاده کند. قانون اجازه نداده با اردوکشی خیابانی ، نظام در مقابل خواسته هایی که مبتنی بر قانون نیست کوتاه بیاید. شریعتی گفت: من خودم را همچنان منتقد احمدی نژاد می دانم اما این دلیل نمی شود که رای مردم را نپذیرم، من از شب اول پس از برگزاری انتخابات به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و فعال انتخاباتی می دانستم که هیچ تقلبی رخ نداده است.

عضو سابق شورای مرکزی حزب مشارکت تاکید کرد: تنها راه برون رفت از فتنه اخیر بازگشت از حرکت های مقاومت مدنی به اصلاح طلبی مشروع و قانونی مبتنی بر پارلمانتاریستی است.

شریعتی با اشاره به سخنان اخیر خاتمی افزود: باید  در نقطه ای بایستیم که همه کسانی که وفادار به نظام هستند، نظر رهبری را به عنوان مرکز ثقل و ستون اصلی خیمه نظام بر نظر خود ترجیح دهند. چرا که این تصریح قانون اساسی است . عضو شورای مرکزی حزب مشارکت تاکید کرد: جمهوری اسلامی بدون مولفه های ولایت امر ، رهبری، رای مردم و مذهب رسمی کشور معنا ندارد.

وی با اشاره به قرار داشتن در آستانه 31 امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از شهدای آن دوران یاد کرد و گفت: امیدوارم مجاهدت های شهدای قبل از پیروزی انقلاب و آنانی که دردفاع از میهن جان باختند سبب مقاوم تر شدن ریشه های انقلاب اسلامی شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/19ساعت 8 بعد از ظهر  توسط حامد شیخ الاسلام  | 

دکتر علی مطهری، نماینده مردم تهران نامه‌ای سرگشاده خطاب به میرحسین موسوی نوشت.

به گزارش «تابناک»، متن کامل این نامه بدون تغییر به شرح زیر است:

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی

با اهدای سلام، مصاحبه جناب عالی با پایگاه اطلاع‌رسانی کلمه که بیشتر به یک بیانیه شبیه است نظر به اینکه در آستانه راهپیمایی 22 بهمن صادر شده است طبعاً هدفدار بوده و دارای آثار عملی مثبت و منفی خواهد بود. لذا مناسب است که این نامه را به صورت سرگشاده بنگارم.

به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه. روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقام‌گیری یا کسب قدرت و یا ویران گری. این امر می‌تواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به «‌امر به معروف و نهی از منکر» تعبیر می‌شود. اما این هدف از چه راه بهتر تأمین می‌شود؟

شما در بیانیه‌های خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید. آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است؟ مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیس‌جمهور درباره برخی قانون گریزی‌ها و رهاسازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی می‌شود، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است. (البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست.)

پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید. اینجانب حدس قوی دارم که اگر رهبر گرانقدر انقلاب خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگی‌ها و لجاجت‌های بزرگوار سوم یعنی رئیس‌جمهور محترم و خطاهای برخی افراطی‌های مدعی اصولگرایی خواهند رفت. لااقل چندماهی امتحان کنید، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر می‌دانم ادامه دهید. خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است. این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن.

در بیانیه شما نکات مثبت و گام‌هایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می‌شود مانند محکوم کردن رسانه‌های بیگانه، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی، گر چه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است.

از سوی دیگر، بخشی از این بیانیه نشان می‌دهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم، در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال می‌شود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب می‌بیند.

رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به «غفلت» تعبیر کردند، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به «‌لغزش سیاسی» تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است، در حالی که تعبیر «غفلت» ملایم تر به نظر می‌رسد.

به هر حال، اینها علامت‌هایی است که ایشان به شما می‌دهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی. امیدوارم این فرصت‌ها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی 22 بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد. این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی ـ علیه‌السلام ـ می‌دانم. فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد. از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی، این انتظار دور از ذهن نیست.

علی مطهری

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/11/18ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد شیخ الاسلام  |