تبليغاتX
دلدادگی - پا جای پای فلاسفه !!!

سید ابراهیم نبوی میگفت ما نویسندگانی برای منتشر نکردنیم.(واشاره اش به کمدی بود که صدها جلد دفتر و متن آماده در آن از سالها پیشتر در آن خاک میخورد میکرد ) آنروز سخن سید را جدی نگرفتم (واقعیت اینکه میگفتم شاید حوصله ندارد یا از نوشتن خسته است و یا نگران دستبندهای دوباره دستانش ...) . اما اینروزها حالش را میفهمم . یاداشتهایی روزانه برای خود بر میدارم ، دریغ که ملاحظات و مصلحت اندیشی ها موجب آن است که به بایگانی رود و سپرده در خاطر و یاد نگارنده شود . وگرنه این بلاگ زودتر و زودتر باید بروز میشد .

بگذریم ، علی آقا سرزعیم (دوستدار سقراط و یار دوران کودکی و نوجوانی ) در وبلاگش مطلبی نوشته بود که مضمون آن این بود که آیا ما حقیقت را باید بجوییم ؟ یا باید قبول کنیم ! بحثی هم در این رابطه با دوست دیگرمان حسن خان مقیمی ( دوستی عزیز که قرار است این صفحات را از این حال وهوای دلتنگی خارج کند و مرا شاد ) داشتیم  . شاید ایده آل گرایی و خامی ما را برآن دارد که به دنبال حقیقت برویم  و حقیقت را از میان گفتارها و کتابها و سخن ها به تنهایی و با ادراک خویش دریابیم .حقیقت بود و نبود خداوند ، حقیقت زندگی انسان، حقیقت بود ونبود وجدان ، اخلاقیات ، راه و روش زندگی و ... اینها مثالی از هزاران موردیست که باید برای آن جواب داشت . وگرنه سرگشتگی حیرانی انسان را لحظه ای رها نخواهد کرد. اما باید بپذیریم واقعیت این است که درک محدود ما برای کشف حقیقت و فرصت اندکمان برای دستیابی به دانشهای گوناگون موجب آن میشود یا پای در راه فرومانیم یا خسته به ناکجا آبادی سرابگون برسیم .

به نظر من برای بهتر زیستن باید واقعیتهای اساسی و قالبهای زندگی را قبول کرد . آنهم بدون کنکاش های کنجکاوانه و وسواسهای وسوسه انگیز . برای مثال در وجود ذات مقدس ربوبیت چه کسی مشکوک است که من هم بخواهم شکاکانه آن را بررسی کنم ؟! یا در حقانیت معاد چه انسان عاقلی تردید دارد که من بخواهم مردد آن را بنگرم ؟ به راستی چرا زمان خود را برای دوباره آزمودن و تجربه کردن راه رفته دیگران باید به هدر دهم ؟! چرا در زمانیکه به عنوان یک اصل انسانی ، روحانی  دروغ را زشت و قبیح میشمرند من به فلسفه چرایی و چگونگی اش باید بپردازم ؟

 پیتر دراکر یکی از بزرگترین تحلیلگران و اندیشه ورزان مدیریت نوین اقتصادی اعتقاد جالبی دارد ، او میگوید : برای رسیدن به هدف یک مدیر الزاما نباید و اصلا نباید تمام فنون و راههای رسیدن به هدف را خود بداند یا بررسی کند ، مدیری مدیر است که از خرده دانش یارانش استفاده کند و جمع خرده دانشها را به اهداف کلان تبدیل کند . و یا بخاطر می آورم یکی از معصومین میفرمایند :عمر هر کس به اندازه استفاده او از حاصل عمر دیگران برکت میابد .

زیرکی ما نیز باید بگونه ای باشد که بدون تلف کردن وقت راههای رفته دیگران و نتایج تجربیات گرانشان که به اندازه عمر از دست رفته شان عزیز است جمع آوری کنیم و برای رسیدن به اهداف زندگی مان از آنان استفاده کنیم .

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در سه شنبه 1386/08/22 ساعت 7 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore