۱۴ آذر ۷۵ ، دست روزگار مردی را از میانمان برد که یادش ، نامش و آثارش در لوح دلمان نقش بسته . علی حاتمی . حاتمی و اصالتش ، حاتمی و سادگی اش و حاتمی و آثار ماندگارش . حاتمی معجزه دیالوگ نویسی بود . سنگین و اثرگذار . وزین و دلنشین . گویی شعر میگفت . انگار در هنگام نوشتن ساز میزد . موزون و همگون . یادش بخیر و خوش . خدایش بیارمزد . دیالوگهایی را که به ذهنم میرسید نوشتم تا تجدید خاطره ای با پهلوان سینمایمان باشد .
شب رو باید بی چراغ روشن کرد : مادر
همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید : کمال الملک
من آرزو طلب نمیکنم ،آرزو میسازم : کمال الملک
همه عمر دیر رسیدیم : سوته دلان
آیین چراغ خاموشی نیست : دلشدگان
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در سه شنبه 1386/09/13 ساعت 6 بعد از ظهر | لینک ثابت |

