تبليغاتX
دلدادگی - !مگویید اسرار عشق و مستی

بامدعی مگویید اسرار عشق و مستی..........................تا بیخبر بمیرد در درد خود پرستی

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید...................ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم.........با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی

سلطان من خدا را زلفت شکست ما را...................تا کی کند سیاهی چندین درازدستی

در گوشه سلامت مستور چون توان بود.......................تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخاست..............کز سرکشی زمانی با ما نمی نشستی

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ.....چون برق ازین کشاکش پنداشتی که جستی

بنا به تناسباتی دیگر از خستگیها و دل خستگیها خبری نخواهد بود . شاید که طاقتم بالا رود و عشق و سوز در اوج. شاید که ثابت شود که عشقها بدون ریا زیباترند و نازها خریدارتر .

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در چهارشنبه 1386/09/21 ساعت 8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore