تبليغاتX
دلدادگی - .... شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

دلدادگی

هزار نکته درین کار و بار دلداریست

دلم گرفته از روزگار و غريبي مردان روزگار كه چگونه آنان كه روزي در كنار هم، همه با هم به درو مي‌رفتند امروز همديگر را درو مي‌كنند و دلم گرفته بر اين روزگار كه روزگاري تاريخ‌ساز و متمدن بوديم و متحد در برابر غرب وحشي كه با هم دوئل مي‌كردند تا يكي كشته شود و ديگري زنده بماند و امروز با هم متحد شده‌اند و پولشان را واحد كرده‌اند و مرزهايشان را برداشته‌ و يد واحده شده‌اند.

دلم گرفته از روزگار خودمان كه بر در و ديوارش نوشته است: «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» در كنار عكس رهبر انقلاب و اگر بگوييم سال به پايان رسيد و بپرسيم چه كرده‌ايد براي رسيدن به اتحاد ملي و انسجام اسلامي، هيچ‌كس پاسخي براي آن ندارد؛ همان‌گونه كه براي سال گذشته سال همبستگي ملي و مشاركت عمومي، كسي پاسخي نداد، ولي اتحاديه آفريقا دريافته‌اند كه بايد همچون اتحاديه اروپا شوند و دلم گرفته بود ...

دلم گرفته از این نبرد بی پایان میان دوستان دیروز و رقیبان امروز ... دلم گرفته از این شیپور بی سرانجام رزم میان صداقت و دروغ ... در این زمانه که یکسره استعمار بر پیکر ایران عزیزمان میتازد و ما خاک و مردم فراموش کرده ایم و زره رزم برای هم میهن خود میپوشیم ...

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار ......... مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند ......... کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 8 بعد از ظهر  توسط حامد شیخ الاسلام  |