تبليغاتX
دلدادگی - ... دستی بر نوشته دوست

در اين اوضاع، قطع گاز در برخي نقاط كشور بحراني را به وجود آورد كه تمام نگاه نظام تصميم‌گيري و افكار عمومي را به خود معطوف داشت.
نكته كليدي در اين رابطه اين است كه به اين مساله مي‌توان در چند سطح پرداخت. در يك سطح مي‌توان مساله را به عوامل برونزايي چون بي سابقه بودن سرما و بدعهدي تركمنستان در تامين گاز مورد نياز نسبت داد و به اين ترتيب خيال خود را راحت نمود و مشكل را در جايي ديگر جست.
در سطحي عميق‌تر مي‌توان مقوله كندي اجراي پروژه‌هاي استخراج گاز را عامل اصلي قلمداد كرد و به چرايي آن توجه نمود. اما باز هم مي‌توان جلوتر رفت و در اين مرزها متوقف نشد. حتي اگر پروژه‌هاي عسلويه در برنامه زماني به افتتاح مي‌رسيد و تركمنستان نيز گاز را قطع نمي‌كرد، مشكل اصلي برجاي خود باقي بود؛ اما نشانه‌هايش ديده نمي‌شد كه البته امري خطرناك‌تر است.
اين وضعيت را مي‌توان به بيماري سرطان تشبيه كرد كه اثرات آن براي بيمار تا زمان حاد شدن مشكل آشكار نمي‌گردد.


بي‌ترديد مهم‌ترين مشكل در رفتار اقتصادي ايرانيان اسراف بيش از حد و مصرف خارج از كنترل انرژي است. اين مساله با توجه به اين واقعيت كه قيمت گاز در بازار جهاني كمتر از قيمت نفت است، موجب گرديده كه هرز رفتن منابع گازي كشور چندان مورد توجه قرار نگيرد و مصرف بي رويه آن تا بحران اخير نگراني خاصي را برنيانگيزد.
ميزان مصرف گاز خانگي در كشور آنچنان زياد شده است كه گاز بسياري از كارخانجات و پمپ‌هاي گاز قطع گرديده و از اين محل خسارات زيادي به كشور وارد آمده است. دليل اين مصرف
بي رويه گاز خانگي چيست؟ در اين مورد نيز مي‌توان همانند مقوله بنزين قيمت پايين را عامل اصلي دانست و بر اين عامل تاكيد كرد. نشانه رفتار نامناسب اقتصادي مردم را در دو چيز مي‌توان مشاهده كرد: اول نوع پوشش مردم در درون خانه و دوم ميزان عايق بندي پنجره‌ها.
در كشورهاي ديگر شروع زمستان با تغيير شيوه پوشش نه تنها در بيرون منزل، بلكه در درون منزل همراه است و انسان‌ها به اين مساله عادت كرده‌اند كه در زمستان بايد در درون خانه نيز لباس گرم پوشيد؛ در حالي كه اين الگوي رفتاري در ايران مشاهده نمي‌شود و هنوز در بسياري از نقاط كشور نوع پوشش انسان‌ها در درون خانه با فصل تابستان تفاوت فاحشي نمي‌كند. اصلاح قيمت‌گذاري گاز مي‌تواند موجب اصلاح اين رفتار گردد.


نشانه دوم وضعيت عايق‌بندي خانه‌ها و خصوصا پنجره‌ها است. در اغلب كشورهاي اروپايي هنگام ساخت خانه‌ها دقت مي‌شود تا ديوارها همگي عايق صوتي و گرمايي داشته باشند و پنجره‌ها به نحوي طراحي مي‌شوند كه تقريبا هيچ راه نفوذي به بيرون نداشته باشند. براي اين مقصود ديوارهاي دو جداره و پنجره‌هاي دوجداره به طور معمول استفاده مي‌شود. متاسفانه اگر نگاهي به اطرافمان بياندازيم، مشاهده مي‌كنيم كه شايد حتي يك‌درصد خانه‌هاي ايراني هم بر اساس چنين استانداردي ساخته نمي‌شود، با وجود اينكه اين موارد در آيين‌نامه و ضوابط ساختمان سازي آمده است. دليل اين سرپيچي را نبايد در مسائلي چون عدم اجراي موبه موي مقررات شهرداري جست‌وجو كرد، بلكه بايد نظام انگيزشي موجود را واكاوي نمود تا بتوان به تحليل اين رفتار پرداخت. تا زماني كه قيمت‌هاي انرژي از جمله گاز اصلاح نگردد، انگيزه لازم براي اجراي اين قوانين به صورت داوطلبانه وجود نخواهد داشت. به عبارت ديگر اگر قيمت‌هاي انرژي من جمله گاز خانگي اصلاح شود، بساز بفروش‌ها بدون هر گونه سفارشي از بالا و به طور خودانگيخته اقدام به ساخت منازل بر اساس اين استانداردها خواهند كرد. اما در حال حاضر كه قيمت‌هاي داخلي تفاوت فاحشي با قيمت‌هاي جهاني دارد، انگيزه طبيعي براي مصرف بهينه انرژي ديده نمي‌شود. طبيعي است كه جمع اين رفتارهاي غيربهينه به شكل مصرف بيش از اندازه گاز در داخل كشور و كمبود گاز ظاهر گردد. مشكلي كه اصلاح وضعيت موجود را دشوار مي‌كند، تغييرات نسبتا طولاني بافت شهرها است. به عبارت ديگر هر 15 تا 20 سال خانه‌ها تخريب و بازسازي مي‌شوند و تا آن زمان هرز رفتن انرژي در ساختمان‌هاي موجود كماكان ادامه خواهد داشت؛ مگر اينكه اهرم قيمت آنچنان قوي باشد كه موجب گردد صاحبان خانه بدون تخريب حاضر به تغيير پنجره‌ها شوند كه چشم‌انداز اين كار در شرايط فعلي بسيار بعيد است.

علی سرزعیم

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در پنجشنبه 1386/11/18 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore