تبليغاتX
دلدادگی - به خدا پروانه ها پیش از آنکه پیر شوند میمیرند

دارم هی پابه پای نرفتن صبوری می کنم

صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شوند

صبوری می کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل تر شود

صبوری می کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه،تا سراغ همسایه

صبوری می کنم تا مدار،مدارا،تا مرگ

مرگ خسته خسته از دق الباب نوبتم آهسته زیر لب ،چیزی،حرفی،سخنی بگوید

مثلا وقت بسیار است ودوباره باز خواهم گشت

مرا نمی شناسد مرگ

یا کودک است هنوز ویا شاعران ساکتند

حالا برو ای مرگ،برادر،ای بیم ساده آشنا

تا تو دوباره باز آیی من هم دوباره عاشق خواهم شد
سرانجام باورت می کنند

باید این کوچه نشینان ساده بدانندکه جرم باد ربودن باغهای رویا نبوده است

گریه نکن ری را

راهمان دور ودلمان کنار همین گریستن است

دوباره اردیبهشت به دیدنت می آیم

خسرو مهربان هنر ایران ، شکیبای شیوه اهل دل ، رفت ... صبوری کرد تا مدارا تا مرگ ... و مرگ ... و ندانست که دلمان کنار همین گریستن است ... یاد پاکش جاودان ، حمید هامون زده دیدار اولمان .

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 8 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore