تبليغاتX
دلدادگی - وصل خورشید به شب پره اعمی نرسد

در نظر بازی ما بیخبران حیرانند      من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
 
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی      عشق داند که درین دایره سرگردانند

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا      ما همه بنده و این قوم خداوندانند

مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم     آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند

وصل خورشید به شب پره اعمی نرسد   که در آن آینه صاحب نظران حیرانند

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ         عشقبازان چنین مستحق هجرانند

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد    دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان     بعد ازین خرقه صوفی به گرو نستانند

نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در یکشنبه 1387/11/06 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore