از صدقه سر لپ تاپم ماهها بود کافی نت نشینی را تجربه نکرده بودم. حس نوستالژیک زندگی در عصر عجیب اینترنت ! اما الان در کنار سواحل نیلگون خلیج همیشگی فارس در این هوای مرطوب و ملس حسی عجیب دارم .
کنار دریا که بودم احساس میکردم این موجها می آیند و خستگی های این روزهای تنگ و سخت را میزدایند . صدای خروش ، صدای تموج زیباترین هدیه الهی به انسان ، سکوت غفلت را میزداید . دل را میرباید و اندیشه را میپالاید . آبی آب ، آنچنان آرامشی به چشمان و ذهن اندوهناکت میدهد که گویی در آغوش دلرباترین معشوقه ات هستی و از شوق احساسش میتوانی بگریی ... فریاد بزنی ... لمسش کنی و باز بگریی ...
در این هوای مرطوب و ملس حسی عجیب دارم ... گویی دوباره زاده شده ام ... گویی دوباره پوست انداخته ام ... دو روز است نخوابیده ام ... دو روز است اصلا نخوابیده ام ... شبی از نگرانی برای کسی و شبی از نگرانی برای خودم ... مریضی مزخرفیست نگرانی ... به قول فرنگی ها استرس ...
باورت نمیشود اما گاهی که استرس ندارم ، استرس دارم که چرا استرس ندارم ! حکایت مسخره علم سایکولوژیست دیگر ...
هوا اینجا خوب است ...
حال همه ما خوب است ...
اما تو باور نکن !
خلاصه اینکه کافی نت نشینی هم حس قشنگی داره ...

