تبليغاتX
دلدادگی - ... چه غریب ماندی ای دل
چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری
 
غم اگر به کوه بودی بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
 
سحرم کشیده خنجرکه چرا شبت نکشتست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
 
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر برآرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
 
سحرم کشیده خنجرکه چرا شبت نکشتست
تو بکش تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
نوشته شده توسط حامد شیخ الاسلام در یکشنبه 1387/11/20 ساعت 3 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
offshore