تبليغاتX
دلدادگی - ... قدم در راه بگذاریم

دلدادگی

هزار نکته درین کار و بار دلداریست

بسان رهنورداني که در افسانه ها گويند
گرفته کولبارِ زادِ ره بر دوش
فشرده چوبدست خيزران در مشت
گهي پر گوي و گه خاموش
در آن مهگون فضاي خلوت افسانگيشان راه مي پويند
ما هم راه خود را مي کنيم آغاز

سه ره پيداست
نوشته بر سر هر يک بسنگ اندر
حديثي که ش نمي خواني بر آن ديگر
نخستين : راهِ نوش و راحت و شادي
به ننگ آغشته، اما رو بشهر و باغ وآبادي
دو ديگر : راهِ نيمش ننگ، نيمش نام
اگر سر بر کني غوغا، و گر دم در کشي آرام
سه ديگر : راهِ بي برگشت، بي فرجام

من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي که مي بينم بد آهنگ است

بيا ره توشه برداريم

قدم در راه بي برگشت بگذاريم

ببينيم آسمانِ " هرکجا " آيا همين رنگ است ؟

بيا اي خسته خاطر دوست ! اي مانند من دلكنده و غمگين
من اينجا بس دلم تنگ است


بيا ره توشه برداريم

قدم در راه بي فرجام بگذاريم

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 3 بعد از ظهر  توسط حامد شیخ الاسلام  |